فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٥٠١ - ت
از اصول عمليه است و بعد از فحص و يأس از دليل بدان عمل ميشود و در موردى است كه دو حكم متعارض در حال و آن واحد براى او باشد كه قطعا يكى از آنها مرفوع است و لكن نمىداند پس مخير است و اطلاق ديگر آنكه در دو موضوع متحير فيه است و هر يك را بر خود واجب داند شرعا چنانكه دو نفر در دريا در حال غرقشدناند و او يكى را تواند نجات دهد باز هم مخير است البته اين غير از تخيير است كه از اصول عمليه است و نيز اطلاق شود بر انتخاب يكى از كفارات ثلث «صوم، آزاد كردن برده و اطعام شصت گدا» در افطار ماه رمضان بدون عذر (از قواعد شهيد ص ٢٢٩. توضيح ص ٤٩٣ قوانين ص ٣٢٥) و تخيير در بديع آنست كه شاعر بيتى گويد كه در وى دو كلمه يا زيادتر قافيه تواند شد و براى لطائف و مرجحاتى يكى را بر سايرين مقدم ميدارد.
مثال پارسى
بود سپاس عطاى خداى لم يزلى
كه ريزهخوار بود عالمش ز خوان نعم (نوال)
دلا تو راه بكويش كجا برد هيهات
كه اجنبى نبود محرم حريم حرم (وصال)
بعلم رسمى اگر مدعى بود مغرور
نه مرد راه كرامت بود نه اهل كرم (كمال)