فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٦٢٧
شرط است كه محل و جايگاه نمازگزار غصب نباشد و بهر حال در شرايط صحت نماز امورى بايد رعايت شود از جمله غصب نبودن محل نمازگزار است.
در معتقد الاماميه آمده است:
نماز درست نباشد الا در جائى كه ملك باشد، يا در حكم ملك.
و سجده پيشانى صحيح نباشد مگر بر آنچه نام زمين بر وى افتد، يا بر آنچه از زمين برويد، بشرط آنكه آن را نخورند و نپوشند، چون پاك باشد.
دليل بر آنكه جاى سجده مييايد كه بر زمين باشد يا آنچه بر زمين برويد بشرط آنكه آن را نخورند و نپوشند، اجماع اين طائفه اماميه است، و اجماع ايشان حجت است.
ديگر قول رسول خداى:
«جعلت لى الارض مسجدا و ترابها طهرا»
، يعنى: اينجا جاى سجده من گردانيدهاند. و اگر چيزى ديگر بجاى سجده روا بودى تخصيص زمين را هيچ فائده نبودى.
ديگر هر چه اين طائفه بر آن سجده ميكنند باتفاق صحيح است، و بر غير آنچه ايشان سجده ميكنند، از آنچه خورند يا پوشند، اتفاقى نيست.
پس احتياط آنست كه سجده بر آن آن كنند كه ايشان ميكنند، تا بر برائت ذمت خود بيقين باشند.
ديگر آنكه مأكولات و ملبوسات، دنيا و زخارف دنياست، جاى سجده را نشايد كرد.
ديگر آنكه سجده غايت تواضع است، بايد كه بر چيزى بود كه در غايت حقارت باشد، و آن خاك است، يا آنچه نزديك باشد از چوب و سنگ و گياه، و آنچه از اين بافته و ساخته باشند.
ديگر آنكه هر چه اين جماعت بر آن سجده ميكنند، بر جواز آن دليلى هست قاطع، و آن اجماع جميع مسلمانان است، و بر جائز بودن بر غير آن دليلى نيست، پس بايد كه سجده بر آن روا نباشد.
ديگر آنكه رسول ص فرموده است:
«صلوا كما رأيتمونى اصلى»
، يعنى: نماز كنيد چنانكه مرا مىبينيد كه نماز ميكنم.
رسول ص يا برين چيزها سجده كرد كه اين طائفه ميكنند يا نكرد، اگر نكرد كسانى كه سجده بر اين چيزها ميكنند بايد كه روا نباشد، و باتفاق رواست، پس بايد كه رسول ص سجده بر اين چيزها كرده باشد كه اين طائفه ميكنند.
و در جايگاه غصبى نماز روا نباشد.
زيرا كه بودن در جايگاه غصبى و ايستادن در وى معصيت بود، و قربت در نماز شرط است، پس بنمازى كه قيام و قعود و ركوع و سجود آن در مكان غصبى باشد، تقرب بخداى نتوان كرد.
و نماز كردن در جايگاه خفتن اشتران و بستن اسبان و استران، و خفتن گوسپندان و گرمابهها، و آتشكدهها، و در گورستان مكروه است، و در جامهاى كه برو صورتها باشد، و در زمين شوره، و شاهراها، و چهار جايگاه است كه آن را «بيدا و صلاصل و وادى ضجنان و شقره» گويند هم مكروه است.
جوع شود به معتقد الاماميه ص ٢٠٩ ٢١١).
جُبّ
- (اصطلاح اهل ادب و عروض) و حذف دو سبب از مفاعلن است كه مفا بماند (رجوع شود به المعجم ص ٤٥- كشاف