فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٥٢٥ - ت
احتياج بامرى ديگر داشته باشد و دور و تسلسل لازم بيايد و ما به التشخص هر چيزى وجود آن چيز است و عبارت از نحوه وجود آنست و تشخص تمام موجودات بوجود خاص آنها است و امتياز اشياء و موجودات از يكديگر بمراتب وجودى است و همان مراتب است كه افراد را از يكديگر ممتاز و مشخص ميدارد و هر موجودى در هر موطن كه باشد تشخص او عين وجود خاص اوست چنانكه موجودات خاصه خارجى متشخصاند بوجودات خاص خارجى و موجودات ذهنى متشخصاند بنحو خاص وجودات ذهنى آنها و موجودات خيالى متشخصاند بنحوه خاص وجود خيالى و موجودات مثالى متشخصاند بنحوه خاص وجود مثالى و همين طور وجودات عقلى و آنچه را ديگران از امور مشخصه دانند غير از لواحق و عوارض وجودات چيزى نمىباشند و هر آن در معرض زوال و تبدلند و فلاسفه چون از اين موضوع يعنى اصالت وجود غفلت كردهاند گفتهاند كه تشخص ذات حق بذات اوست و تشخص عقول و نفوس و افلاك بلوازم ذات آنها است و از اين جهت نوعشان منحصر در فرد است و تشخصات موجودات عنصرى و مواليد بامور عرضيه است و ندانستهاند كه امور عرضيه نتوانند مشخص اشياء باشند زيرا مشخص امور همواره بايد محفوظ باشد و حافظ وحدت اتصاليه شخصيه آنها باشد.
(رجوع شود به دستور ج ١ ص ٢٩٠ و اسفار ج ٢ ص ٧٢، ١١٢، ١١٤، ١١٣، و ج ٢ ص ٨٠، ١٢٦ و ج ٤ ص ١٤٧- كشف المراد چاپ اصفهان ص ٤٧).
تَشْديد
- (اصطلاح ادبى) تشديد نام است مر كيفيّت عارض بر حرف را بواسطه ادغام و مقابل تخفيف است و نزد اهل بديع تضمين است (از كشاف ج ١ ص ٨١٣).
تَشْريع
- (اصطلاح ادبى) و يكى از محسنات لفظيه است كه توشيح و ذو القافيتين هم نامند و آن چنان باشد كه شاعر بيتى گويد ببحرى از بحور كه هر گاه جزئى از اجزاء دو مصراع آن را حذف نمايد يا شعرى باشد ببحرى ديگر يا آنكه جزئى از اجزاء مصراع آخر را حذف كند پس مصراع اول با آنچه باقى بماند مصراعى گردد.
مثال:
ساقيا فصل بهار و موسم گل و وقت بستان
جام مى ده تا بكى دارى تعلل پيش مستان