فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٥١٤ - ت
رجوع به تركيب انضمامى شود.
تَرْكيبِ عُضْوى
- (اصطلاح فلسفى) هر شىء كه مركب شده باشد از اعضاء آليه مانند انسان و حيوان مركب بتركيب عضوى ميباشد از آن جهت كه مركب از اعضاء است و صورت ظاهرى انسان و حيوان- مجموعهايست از اعضاء آليه مخصوص.
(از شفا ج ١ ص ٤٤٢)
تَرْكيبِ عَقْلى
- (اصطلاح فلسفى) نوع مركبى كه از اجزاء عقلى تركيب يافته باشد و به عبارت ديگر اجزاء آن عقلى باشد مركب بتركيب عقلى خواهد بود.
علامه حلى گويد: «التركيب قد يكون عقليا و قد يكون خارجيا كتركيب العشرة من الاحاد و التركيب العقلى لا يكون الا من الجنس و الفصل لان الجزء اما ان يكون مختصا بالمركب او مشتركا و الاول هو الفصل القريب و الثانى ...» (از كشف المراد ص ٥٣ و رجوع به اسفار ج ٢ ص ١٩٣ و ج ٣ ص ٧٧ شود).
تَرْكيبِ عُنْصُرى
- (اصطلاح فلسفى) مواليد را مركب بتركيب عنصرى نامند.
(از شفا ج ١ ص ٤٤٢).
تَرْكيبِ عَيْنى
- (اصطلاح فلسفى) تركيب عينى در مقابل تركيب عقلى و تركيب ذهنى است مانند جسم كه مركب از اجزاء و يا ماده و صورت است كه تركيب آن از اجزاء به تركيب عينى خارجى است.
(از اسفار ج ٣ و رجوع شود به ص ١٦١)
تَرْكيبْ از دو امرِ مُتَحَصِّل وَ لا مُتَحَصِّل
(اصطلاح فلسفى) تركيب از دو امرى كه يكى اعتبارى و ديگرى متقرر و متحصل الذات باشد مانند تركيب اشياء از وجود و ماهيت كه بنا بر قول اصالت وجوديان وجود متحصل و ماهيت اعتبارى و لا متحصل است و بنا بر قول به اصالت ماهيت وجود اعتبارى و لا متحصل و ماهيت متحصل و متأصل است و مانند تركيب جسم از ماده و صورت كه ماده لا متحصل و صورت متحصل است.
(رجوع شود باسفار ج ٣ ص ٧٧ و ١٦١ و ج ٢ ص ١٩٣).
تَرْكيبِ بَنْد
- (اصطلاح ادبى) اشعارى است كه در بند بند گفته مىشود مثل ترجيع بند و لكن برگردان آخر هر رشته تغيير مىكند و بر يك نسق نباشد و هر كدام به مضمون على حده باشد رجوع به ترجيعبند شود.
تَزْكِيَه
- (اصطلاح اخلاقى) منظور پاك كردن درون است از آلودگىها و بيرون كردن دوستى دنيا از دل.
مولانا گويد:
تزكيه بايد گواهان را بدان
تزكيهاش اخلاص و موقوفى بدان