فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٥٠٨ - ت
نوع فضيلت و امتيازى بر ديگرى كه برگزيده نشده است نداشته باشد، ترجيح بلا مرجح گويند و در صورتى كه طرف برگزيده شده نه تنها مزيت و فضيلتى بر ديگرى كه برگزيده نشده است نداشته بلكه منقصت هم داشته باشد و آن طرف كه برگزيده نشده است راجح باشد و اين دگر مرجوع باشد، ترجيح مرجوع مينامند.
فلاسفه و متكلمان گويند ترجيح بلا مرجح قبيح و زشت است يعنى عقل آن را تقبيح ميكند و ناپسند است كه دو امرى كه از هر جهت مساوى يكديگر باشند يكى از آن دو بر ديگرى ترجيح داده شود و بطريق اولى ترجيح مرجوح قبيح است.
اهل نظر بر اين اصل عقلى مسائل و فروعى چند استوار كردهاند از جمله وجود عالم آفرينش است كه گويند: مسلم است كه غرض و هدف و غايت خاصى ايجاب كرده است كه جهان را خداى متعال از كنتم عدم بوجود آورد و آن غرض و فائده چون نمىتواند عائد ذات خدا شود پس منظور از خلقت افاده جود و افاضه خير است لا لغرض.
و نيز بر اين اصل مترتب است كه تمام حركات و متحركات و بالاخره موجودات در حركت خود بطرف غايت و هدف خاصى پيش ميروند و هيچ حركت و فعلى در جهان وجود بدون هدف و غرض نيست و غايت حركات موجودات نيل بخير مطلق و كمال حقيقى و تشبه بذات خداست.
حركات افلاك و اجرام سماوى نيز براى نيل بهدف خاصى است.
حركات ارادى موجودات ذى اراده نيز پيرو اصل و غايت و منظور معين مىباشند و هيچ موجودى بدون سبب و جهت جنبه فعل را بر ترك و وجود را بر عوم ترجيح نمىتواند بدهد و بالاخره هر موجودى در حد وجودى خود تابع علت خاص و غايت مخصوصى است و همه موجودات تابع هدف و غايت و منظور خاص در سيلان و جرياناند.
(از اسفار ج ٣ ص ٨٨ ج ١ ص ٤٨ دستور ج ١ ص ٢٨٩)
تُرْس
- (بضم تاء اصطلاح نجومى) و نام يكى از ستارگان بود.
تَرْجيع بَنْد
- (اصطلاح ادبى) ترجيع آواز باشد با رجعت و اطلاق ديگر آن اين باشد كه مؤذن هر يك از شهادتين را دو بار آورد با خفاء و دو مرتبه به جهر و ترجيع بند اشعاريست كه در بند بند على حده گفته شود و همه بندها متفق الوزن باشند و در هر بندى يك شعر اجنبى آورده شود كه آن بيت حد فاصل ميان هر بند باشد و آن شعر اجنبى تمام بر نسق واحد باشد (رجوع شود به كشاف ج ١ ص ٦٢١ دره نجفى ص ٩٩- المعجم ص ٢٩٥).
در ابدع آرد: ترجيع بند آنست كه مجموع چند شعر به هيأت غزل باشد داراى يك بحر با قوافى مختلف كه در آخر هر رشته بيتى بطور برگردان آرند و اين بيت را چون مكرر ميشود ترجيع بند خوانند و هر مصراع آن را مقفى سازند. مانند ترجيع بند معروف هاتف ...
(از بديع فروعى ص ١٠٠).
تَرْخيم
- (اصطلاح ادبى) ترخيم در لغت قطع دنب و دنباله است و نزد نحويان حذف آخر اسم است براى تخفيف بدون علت ديگر و آن در غير منادى بطور اطلاق رواست و در مناداى مضاف و يا شبه مضاف و مندوب و مستغاث روا نيست