فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٥٠٦ - ت
فن نامند.
اخوان الصفا در باب تربيت اطفال افكار و عقايد جالب دارند و آن را در سطح كلى انسانى مىنگرند.
(رجوع شود به رساله نهم از رسائل اخوان ص ٢٣٦ و ٢٣٨)
تَرَتُّب
- (اصطلاح فلسفى) ترتب يعنى پى در پى و دنبال هم و وابستگى امرى بر امرى ديگر.
هر سلسله كه مراتب لاحق آن از لحاظ وجودى و ماهوى مترتب بر مراتب سابق باشد ترتب مينامند چنانكه در عقول طوليه عقل لاحق مترتب بر عقل سابق است و در سلسله علل و معلول هر معلولى مترتب بر علت خود ميباشد رجوع شود به تسلسل.
تَرَتُّبِ ايادىّ
- (اصطلاح فقهى) در در كليات حقوقى آمده است.
در باب معاملات و امور حقوقى بكار رود و آن آنست كه متاعى و مالى بنحوى از انحاء از طريق معاملات مشروع و يا غير آن دست بدست بگردد.
در مورد توارد ايادى بر مال واحدى بغير حق، مالك ميتواند بهر كدام بخواهد رجوع نمايد و لكن اگر بكسى كه مال در دست او تلف شده رجوع نمود ديگر حق ندارد بغير او رجوع نمايد. اما رجوع به ديگران مانع از رجوع به او نخواهد بود.
و يكى از احكام توارد ايادى اين است كه كسى كه عين غصبى را از غاصب گرفته حق ندارد او را باو برگرداند علاوه بر اينكه بر خلاف تكليف عمل كرده برائت ذمه حاصل ننموده و مالك حق دارد باو رجوع نموده و مال خود را از او مطالبه نمايد و او هم حق دارد بكسى كه مال را به او برگردانده مراجعه نمايد.
اگر مال تلف شده باشد مالك ميتواند بكسى كه مال نزد او تلف شده يا بغير او مراجعه نمايد، نهايت آنكه ضمان بكسى كه مال نزد او تلف گرديده استقرار خواهد يافت.
(كليات حقوقى ص ١٨٧)
تَرْتيب
- (فقهى، ادبى) ترتيب در موارد مختلف معانى گوناگون دارد بشرح زير:
فقها گويند در فصول و اركان نماز ترتيب واجب است چنانكه موالات هم واجب است و نزد اهل ادب آنست كه اوصافى را ذكر كنند از براى موصوفى كه آن اوصاف بترتيب خلقت طبيعت باشد مانند «فَإِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ ... ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ...»*
ساقى از روز ازل ته جرعه بر خاك ريخت
تاك شد انگور شد مى شد نصيب يار شد