فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٤٠٧ - ب
سبكتر است و بر ايشان بگذرد و از ايشان دور شود تا ستاره علوى از زير شعاع او بيرون آيد، و بامدادان بمشرق ديده آيد.
و آن را تشريق خوانند. و هر روزى بعد ميان شمس و ميان ستاره بيشتر همىشود. و او مستقيم است، تا آنگاه كه بوقت برآمدن آفتاب آنجا رسد كه اگر آفتاب آنجا بجاى او بودى از پس ترك از نماز پيشين بودى. آنگاه مقيم الرجوع گردد. وز پس ان راجع شود. و دورى او از آفتاب هر روزى همىفزايد تا چون بميان رجوع برسد بمقابله آفتاب رسيده باشد. و اين بزرگترين بعدى است بر پشت كره. و بدان وقت برآمدن او از مشرق با فرو شدن آفتاب باشد، بر كردار قمر بشب چهاردهم از ماه. و از پس اين وقت، دورى ميان او و ميان آفتاب كمتر آغازد شدن تا بجايگاهى رسد بوقت فرو شدن آفتاب كه اگر آفتاب آنجا بجاى او بودى وقت چاشگاه فراخ بودى و بزوال نزديك. و آن وقت مقيم شدن او بود مر استقامت را.
و چون مستقيم گردد آفتاب بدو نزديكتر همىشود تا بكرانه شعاع آفتاب شود بمغرب ناپديد شدن را. و آن را تغريب خوانند. پس فرق ميان سفلى و علوى آنست كه سفلى از آفتاب سخت دور نشود مگر باندازهاى كه كمتر است از شش يك دايره، و بميان رجوع ناپديد شود و او را بمشرق پيدا شدن و ناپيدا شدن باشد [و بمغرب نيز پيدا شدن و ناپيدا شدن بود].
و علوى از آفتاب دور شود هر دورى كه بر كره تواند بودن، و در ميان رجوع ناپديد نشود، و ليكن برابر آفتاب باشد، و او را بمشرق جز پيدا شدن نباشد و بمغرب جز ناپيدا شدن نبود.
بُرُوجِ آبى
- (اين اصطلاح از اصطلاحات احكام نجوم است) برجهاى آبى كه سرطان و عقرب و حوت بود و نيمه دوم جدى دلالت بر كثرت مولودات كنند و حمل و ثور و ميزان و قوس و دلو اندك فرزندند و دلالت بر قلت زايش و مولودات كنند و اول ثور و اسد و سنبله و اول جدى عقيماند و اما خاصيت دوقلو بودن آن جوزا و قوس و سنبله و حوت بود و گاهگاه حمل و ميزان دلالت بر آن كنند و نيز آخر جدى. و از اين جهت گفتهاند كه حمل و ميزان را دو حالت و رنگ بود و همين طور جدى و سنبله را خداوند سه صورت دانند و جوزا را بسيار روى.
زيرا دلالت كند به بيش از دو فرزند.
(از التفهيم ص ٣٢١)
بُرُوجِ آمر
- (از اصطلاحات نجومى است) رجوع به صاعد و هابط شود.
بُرُوجِ انْسِىّ
- (اين اصطلاح نجومى است) و اصحاب احكام نجوم برجهاى:
جوزا، سنبله، ميزان، دلو و نيم اول قوس را برجهاى انسى نام كنند و ما بقى را بروج بهيمى.
(از بيست باب ملا مظفر)
بُرُوجِ بريده اندام
- (اين اصطلاح نجومى است) رجوع به بروج نر شود.
بُرُوجِ بَهارى
- (اين اصطلاح نجومى است) ابو ريحان در تعريف و تقسيم آنها گويد: