فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٢٨٣ - الف
القاء خير است در قلوب (كشاف ص ١٣٠٨).
الهام مقام مبتديان است و برتر از فراست است كه گاه بطور وحى و مقرون بسماع است و گاه بواسطه رؤياء حاصل ميشود و گاه بمشاهده واقع ميشود (شرح منازل ص ١٣٨).
در شرح كلمات باباطاهر گويد:
الهام عبارت از القاء خير و يا شر است در باطن و خفى امور است در قلب بنده و كسى كه نور الهام در قلب او تابش كند امور غيبى را با فراست خود دريابد (شرح كلمات بابا ص ٦٦) قيصرى گويد: ميان الهام و وحى فرق است.
و گويد بدان كه الهام گاه حاصل ميشود از حق بدون واسطه ملك بواسطه وجه خاص كه او راست با هر موجودى از موجودات عالم و وحى حاصل ميشود بواسطه و از اين جهت است كه احاديث قدسى را وحى نناميدهاند و قرآن مجيد را نيز با آنكه كلام حق است وحى ننامند (شرح فصوص ص ٣٥).
ضمنا در مثنوى اطلاق وحى بر قرآن شده است و كتاب وحى هم از همين جهت گويند و نيز الهام را عام و شامل موجودات غير انسانى دانسته و گاه وحى را شامل موجودات غير انسانى دانسته است و خود قرآن مجيد هم بدين معنى ناظر هست.
چنانكه گويد: أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ ...
مولوى گويد:
چونكه اوحى الرب الى النحل آمده خانه وحىاش پر از حلوا شده (مثنوى دفتر اول ص ٢٩، ٨٢).
باز قيصرى گويد الهام از خواص ولايت است و وحى اعم از الهام است زيرا وحى از راه شهود ملك و شنيدن سخن او حاصل ميشود كه از باب كشف شهودى است كه متضمن كشف معنوى است و هم از راه كشف معنوى بدون شهود فرشته و وساطت ملك حاصل ميشود و از خواص نبوت است.
(شرح قيصرى بر فصوص ص ٣٥ و كشاف ج ١ ص ١٣٠٨ و شرح منازل السائرين ص ٦٦).
ناصر خسرو گويد آنگاه گوئيم كه الهام كه آن وحى است آغاز تعليم است يعنى نخست معلمى آن كس باشد كه وحى بدو آيد.
(زاد المسافرين ص ٣٤٥)
الهامِيّه
- (اصطلاح عرفانى) فرقه از متصوفه را كه از لحاظ عقايد موافق با قرامطهاند و از خواندن قرآن و آموختن و عمل بدان اعراض كنند الهاميه گويند.
الى
- (اصطلاح ادبى) الى از حروف جاره است و آن را چند معنى است ١- انتهاء غايت زمان مانند «أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيْلِ» ٢- انتهاء غايت مكان مانند «سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى» ٣- معيت مانند «مَنْ أَنْصارِي إِلَى اللَّهِ» اى مع اللّه. و «فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ» ٤- تبيين مانند «رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ» اى من هذا ٥- مرادف لام مانند «و الامر اليك» اى لك ٦-