فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٧٢ - الف
مكلف به استطاعت مكلف بود در قرآن مجيد آمده است «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ» و بديهى است كه استطاعت تنها مربوط باستطاعت جسمانى نيست و كليه اسباب و شرايطى كه براى انجام هر فعلى لازم است جزء استطاعت محسوب ميشود اعم از امور مالى و جز آن از حضرت رسول روايت شده است كه فرمودند
«اذا امرتكم بشيء فأتوا به ما استطعتم»
و نيز در قرآن مجيد آمده است فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ شَهْرَيْنِ مُتَتابِعَيْنِ فَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَإِطْعامُ سِتِّينَ مِسْكِيناً و وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا. و ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ و لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها.
در هر حال استطاعت و قدرت بر انجام فعل قبل از فعل از شرايط وجوب فعل و انجام حكم الهى بود و در اين مورد بحث و جدال بسيار است و آنچه محقق است تكليف بما لا يطاق و تكليف ما لا يطاق و تكليف شاق از امور قبيحه است و هيچ گاه حكيم على الاطلاق امرى كه شرايط آن موجود نباشد به بندگان روا ندارد و اين امر عقلى است و عقل سليم حاكم بدان بود و اختلاف اقوال و آرائى كه مخالف با اين اصل باشد ارزش ندارد.
(رجوع شود به ملل و نحل ابن حزم ج ٣ ص ٢٦- ٣٥)
اسْتِطْراد
- (اين اصطلاح اهل معانى است) و آن باشد كه گوينده در سياق كلام عبارتى آورد كه نوعى از تعلق و ارتباط بغرض داشته باشد و بعبارت ديگر متكلم از غرض خود مثل مدح يا هجا خارج شده مطلبى ديگر آورد و باز رجوع به غرض سابق كند مانند «يا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمْ لِباساً يُوارِي سَوْآتِكُمْ وَ رِيشاً وَ لِباسُ التَّقْوى ذلِكَ خَيْرٌ ...» حافظ گويد:
عشق ميورزم و اميد كه اين فن شريف
چون هنرهاى دگر موجب حرمان نشود.