فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٦ - الف
اسرار را گويند. (كشاف و اصطلاحات ص ١٥٥١).
آفاق
- (اصطلاح عرفانى) جمع افق است. يكى از مقدمات سير و سلوك عرفانى سير آفاق و انفس است و اين دستورى است مأخوذ از قرآن مجيد كه فرمود سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُ و اين روش را كل سران طريقت مورد عمل قرار ميدادند زيرا دانش و معرفت حقايق از اين راه آيد.
آفَتْ
- عبارت از چيزى است كه سالك طريق را از سير معنوى خود بازدارد و آن علايق و تمتعات دنيا است: يوسف رازى گويد: ابصرت فى آفات الخلق فعرفت من اين أتوا و رأيت آفة الصوفيه فى صحبة الاحداث و معاشرة الاضداد و ارفاق النسوان (طبقات ص ١٩٠).
آفتاب
- (اصطلاح عرفانى) كلمه آفتاب بتازى شمس و يا اشعه شمس را گويند در عرفان و بنزد اهل ذوق اين كلمه گاه به معنى حيات است چنانكه گويند آفتاب عمرش رو بزوال است گاه به معنى وجود است آفتاب وجود، آفتاب هستى، شمس وجود گاه به معنى دانش است: آفتاب معرفت. به معنى حقيقت وجود و هستى است:
مولانا گويد:
آفتاب حق برآمد از حجل
زير چادر رفت خورشيد از خجل