فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٨ - الف
آلات بَدَنِيّه
- (اصطلاح فلسفى) مراد اعضاء و جوارح است.
آلات جَسَدِيّه
- (اصطلاح فلسفى) مراد اعضاء و جوارح است.
آلات حِسّيَه
- (اصطلاح فلسفى) مراد اعضاء و جوارح است.
آلت
- واسطه ميان فاعل و منفعل و صانع و مصنوع آن را آلت گويند و اين وساطت براى ايصال و وصول اثر فاعل است به منفعل مانند تيشه براى نجار.
(دستور ج ١ ص ١٢).
آلِ طاسِين
- (اصطلاح عرفانى) و بهر حال گفتهاند منظور اهل بيت پيامبرند و البته اين اصطلاح از حروف مقطع فواتح سور گرفته شده است.
(از پاورقى تلويحات ص ١٠٥)
آلِ ياسِينْ
- (اصطلاح عرفانى) كنايت از اهل بيت پيامبر دانند چنانكه در بسيارى از حروف فواتح سور همين معنى و يا نزديك بدان را خواهند.
در تلويحات آمده است كه آل ياسين عبارت از جواهر عقلى و نفوس فلكى است و حروفى كه در اوائل سور آمده است همه اشاره به همين جواهر مفرده يعنى عقل و نفس است و گويد از راه همين حروف است كه آدمى را رسد كه به عقل رود و به نفوس كاملين و كامله پيوند يابد و بالاخره با استعانت از ارواح انبياء و اولياء به حق پيوندد.
از تلويحات ص ١٠٥
آلة
- (اصطلاح منطقى) اين كلمه بطور مجاز اطلاق بر علوم آليه مانند منطق اطلاق شود و نزد صوفيان بر اسمى اطلاق شود كه مشتق از فعل باشد و دال بر ابزار فعل باشد مانند مفتاح (از كشاف ج ١ ش ٩٨) رجوع به اسم آلت شود.
آلتِ فِكْر
- (اصطلاح منطقى) مراد علم منطق است. رجوع به منطق و علم ميزان شود.
آلت قانونى
- (اصطلاح منطقى) مراد منطق است. كه گفتهاند «المنطق آلة قانونية».
رجوع به علم ميزان و منطق شود.
آلة النّقّاش
- (از اصطلاحات نجومى است) و صورتى بود از صور جنوبى كواكب واقع بين ذنب قيطس و رأس فونقس از معجم فلكى و رجوع شود به صور كواكب.
آلِهَة
- (اصطلاح كلامى و فلسفى).
يونانيان قديم كلمه الهه را بر اجسام محسوسه آسمانى اطلاق ميكردند چنانكه مردم فارس نيز همين وضع را داشتهاند، پس از اينكه در باب جواهر عقليه و مجردات تفكر انسانى پيشرفت ميكرد اين كلمه اطلاق بر مجردات شد و بالاخره معنى تأله به عقايد و افكار مردم در باب فرشتهگان بازميگردد و اين امر در كلمات فلاسفه و دانايان يونان نيز ديده ميشود مانند جالينوس و افلاطون و سقراط و غيره، اين كلمه در دين اسلام وضعى ديگر به خود گرفت در دين اسلام بجز كلمه «اللّه» كه پاره آن را همان نام اعظم دانند همه نامهاى خدا بوجهى بر غير او نيز اطلاق ميگردد در كتب آسمانى ديگر مانند تورات ظاهرا كلمه «رب» مساوى با اللّه است در قرآن مجيد البته «رب» مطلق تا با قيد