فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٢٧ - الف
و آن غالب است مانند «فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا».
ب- آنكه مفعول به باشد مانند «وَ اذْكُرُوا إِذْ كُنْتُمْ قَلِيلًا فَكَثَّرَكُمْ» كه اغلب اذهاى مذكور در اوائل قصص قرآن مفعول به است بتقدير «اذكر» مانند إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا و مانند إِذْ فَرَقْنا بِكُمُ الْبَحْرَ ج- آنكه بدل باشد از مفعول مانند وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مَرْيَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِها كه كلمه اذ بدل است بدل اشتمال از مريم د- آنكه مضاف اليه اسم زمانى باشد مانند «يومئذ. حينئذ» و مانند «بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا» ٢- آنكه اسم براى زمان مستقبل باشد مانند «يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها» ٣- آنكه مفيد تعليل باشد مثل وَ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذْ ظَلَمْتُمْ أَنَّكُمْ فِي الْعَذابِ مُشْتَرِكُونَ يعنى سود نرساند شما را اشتراك شما در عذاب زيرا شما با آنها در ستمكارى مشترك بودهايد ٤- آنكه براى مفاجاة باشد مانند اذا و آن در صورتى است كه واقع شود بعد از بينما يا بينا مانند «استقدر اللّه خيرا و ارضين به فبينما العسر اذ دارت مياسره ...» و معانى ديگر نيز براى «اذ» آمده است و بايد دانست كه «اذ» از كلماتى است كه همواره اضافه به جمله شود اعم از جمله اسميه مانند وَ اذْكُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِيلٌ يا فعليه مانند وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ- وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ- وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْراهِيمُ الْقَواعِدَ- وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا و آيات بسيارى ديگر. (از مغنى اللبيب باب اول ص ٤٢- ٤٥).
اذا
- (اصطلاح ادبى) اين كلمه در زبان عرب از لحاظ دستورى بر دو وجه استعمال ميشود. ١- آنكه براى مفاجاة است و در اين صورت مختص به جمله اسميه است و نيازى به جواب ندارد و در ابتداء هم واقع نمىشود مانند «خرجت فاذا الاسد بالباب» و بدين معنى است «فَإِذا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعى» و «اذا لهم مكر» ٢- اذا غير مفاجاتى كه اغلب ظرف براى مستقبل است و متضمن معنى شرط است و بر جمله فعليه نيز داخل شود بر عكس اذا مفاجاتيه مانند ثُمَّ إِذا دَعاكُمْ دَعْوَةً مِنَ الْأَرْضِ إِذا أَنْتُمْ تَخْرُجُونَ كه اذا دوم مفاجات و اول غير مفاجات است و مانند فَإِذا أَصابَ بِهِ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ إِذا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ و موارد استعمال و معانى ديگرى نيز دارد (از مغنى باب اول ص ٥٧).
تفتازانى گويد: اذا براى تعليق امرى است كه آن حصول مضمون جزا است بغير آن واصل اين است كه شرط و جزاء «اذا» مضارع باشد و گاه لفظا اين قاعده تخلف مىپذيرد و اين تخلف لفظى براى افاده معنى خاص باشد از جمله ابراز غير حاصل در صورت حاصل از جهت قوت اسباب آن كه گويا حاصل است چنانكه در مقام فراهم شدن و تهيه تمام مقدمات معامله خريدار گويد «اذا اشتريت كان كذا» و يا براى تنزيل آنچه واقعشونده است در مقام واقع يا براى اظهار رغبت در وقوع آن و جز آن چنانكه در آن شرطيه. (رجوع شود به مطول ص ١٣٦- ١٣٨).