فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٢٨ - الف
اذان
- اين اصطلاح فقهى است و اسم است از تأذين يعنى اعلام و شرعا اعلام بوقت صلاة باشد بكلمات معلومه مأثوره و آن پانزده كلمه و ١٨ فصل است باين ترتيب چهار تكبيرة و چهار شهادتين (دو شهادت بر واحد نيت خدا و دو شهادت بر رسالت حضرت محمد) دو حى على الصلاة و دو حى على الفلاح و دو حى على خير العمل و دو تكبير دوم.
و اقامت در تمام فصول دو بدو است باضافه دو مرتبت قد قامت الصلاة بعد از حى على خير العمل و يك تحليل در آخر و بنا بر اين فصول آن ١٧ است. (از عروة ص ٢٣٠، شرح لمعه ج ١ ص ٥٩، دستور ج ١ ص ٦٤، كشاف ج ١ ص ١٠٤).
معتقد الاماميه در اين باب گويد:
بانگ نماز و اقامت هر دو سنت است، و در نماز جماعت بر مردمان واجب است بروايتى، در نمازهايى كه قرائت بلند خوانند تاكيد بيشتر است، و تاكيد استحباب در قامت بيشتر است از بانگ نماز.
و زنان را روا بود كه بانگ نماز و قامت گويند، اما نچنان كه آواز ايشان مردان شنوند.
بانگ نماز هجده فصل است: در اولش «اللّه اكبر» چهار بار، آنگه «اشهد ان لا اله الا اللّه» دو بار، «اشهد ان محمدا رسول اللّه» دو بار، «حى على الصلاة» دو بار، «حى على الفلاح»، دو بار، «حى على خير- العمل»، دو بار، «اللّه اكبر» دو بار، «لا اله الا اللّه» دو بار.
و قامت هفده فصل است: دو تكبير از اول بيفتد، و بعد از «حى على خير العمل» دو بار «قد قامت الصلاة» گويد، و در آخر يك بار «لا اله الا اللّه» بيفتد.
و ترتيب در هر دو واجب است. و بانگ نماز به ترتيل بايد گفت، و قامت بشتاب. و بر آخر وقف بايد كرد، چنانكه:
«اللّه اكبر».
و سنت است كه با طهارت باشد، و بر پاى و روى بقبله آورده باشد، و در ميانه سخن نگويد.
و در ميان بانگ نماز «الصلاة خير من النوم»، گفتن مكروه است. و ترتيب در بانگ نماز اينست. و بنزد شافعى در بانگ نماز بامداد سنت است، و در ديگر نمازها مكروه، و قولى ديگر شافعى را آنست كه در همه نمازها مكروهست، و اين در كتاب خويش كه آن را «ام» نام نهاده است آورده است. و گفته كه ابو مخدوره كه مؤذن پيغمبر ص بود ذكر اين نكرد، و اگر سنت بودى ذكر آن كردى، چنانكه فصول ديگر را ذكر كرده است.
و ترجيع مكروه است و آن آنست كه شهادتين را دو بار آهسته گويند، و آنگه بازگردند، و دو بار ديگر بآواز بلند گويند.
(رجوع شود به معتقد الاماميه ص ٢١٧، ٢١٨)
اذْعان
- (اصطلاح منطقى و فلسفى) اذعان بمعنى اعتقاد و عزم قلب و جزم اراده را گويند كه بعد از تردد و تحير و دو دلى حاصل ميشود و آن را مراتبى است