ينابيع المودة لذو القربى - القندوزي، سليمان بن ابراهيم - الصفحة ٣٥٠ - الباب السابع و الثمانون في إيراد بعض أشعار أهل اللّه الكاملين في مدائح الأئمة الاثني عشر الهادين (رضي اللّه عنهم) و كلام سعد الدين الحموي
همچو كلب افتادهام بر آستان بو الحسن # خاك نعلين حسين بر هر دو چشمم توتياست
عابدين تاج سر و باقر دو چشم روشنم # دين جعفر بر حق است و مذهب موسى رواست
اى موالى وصف سلطان خراسان را شنو # ذرهاى از خاك قبرش دردمندان را دواست
پيشواى مؤمنان است اى مسلمانان تقى # گر نقى را دوست دارى بر همه مذهب رواست
عسكرى نور دو چشم عالم است و آدم است # همچو يك مهدى سپهسالار در عالم كجاست
قلعهء خيبر گرفته آن شهنشاه عرب # زانكه در بازوى حيدر نامهء الاّ فتى است
شاعران از بهر سيم و زر سخنها گفتهاند # أحمد جامى غلام خواص شاه اولياست
و من كلمات الشيخ عطار النيشابوري (قدس اللّه سره و أفاض علينا علومه و بركاته) في كتابه «مظهر الصفات» :
مصطفى ختم رسل شد در جهان # مرتضى ختم ولايت در عيان
جمله فرزندان حيدر أوليا # جمله يك نورند حق كرد اين ندا
و بعد تعداد أسماء الأئمة الأحد عشر قال:
صد هزاران اوليا روى زمين # از خدا خواهند مهدي را يقين
يا الهى مهديم از غيب آر # تا جهان عدل گردد آشكار
مهدى هادى است تاج اتقيا # بهترين خلق برج اوليا
اى ولاى تو معين آمده # بر دل و جانها همه روشن شده