منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٢٩٧ - الترجمة
في كتاب الزكاة في باب عدم وجوب استيعاب المستحقين بالإعطاء-.
و لعمري أنّ هذه المرحلة من أصعب ما يبتلي به الولاة و الامراء و رؤساء الشعوب و الملل الغير الرّاقية و الملل المتأخّرة، حيث إنّ أعدل القوانين مما لا يرضى به كثير منهم لاستئثارهم بالمنافع و عدم التّوجه إلى غيرهم من الأفراد فقلّما وقع في تاريخ الدّول و الملل أن يكون الشّعب راضيا من الحكومة غير ناقم عليه في كثير من قوانينها و إجراء آتها.
الترجمة
سپس راستى كه براى والى مخصوصان و ياران نزديكى است كه خود خواه و دست درازند و در معامله با ديگران كمتر رعايت انصاف را مىنمايند، ريشه تجاوز و ستم آنانرا با قطع وسائل ستم از بن بر كن، و بهيچكدام از دوروريها و خويشان خود تيولى از اراضى مسلمانان وامگذار و هرگز در تو طمع نبندند كه قراردادى بنفع آنها منعقد كنى كه مايه زيان مردم ديگر باشد در حقابه آب يارى يا در عمل مشتركى كه مخارج آنرا بر ديگران تحميل كنند، تا سود آنرا ببرند و گوارا بخورند و عيب و نكوهشش در دنيا و آخرت بگردن تو بماند.
حق را در باره خويش و بيگانه بطور لزوم مراعات كن، و در اين باره شكيبائى و خدا خواهى را منظور دار با هر چه فشار بر خويشان و يارانت وارد شود، گرانى اين كار را در سرانجام خوب آن تحمّل كن، زيرا سرانجامش پسنديده و دلنشين است.
و اگر رعيّت تو را متهم به ستم و جورى كردند، عذر خود را در باره كارى كه منشأ اتهام و بدبينى آنها شده فاش كن و با كمال صراحت مطلب را به آنها بفهمان و بدبينى آنها را بوسيله صراحت در بيان مطلب از خود بگردان، زيرا اين خود براى نفس تو رياضت و پرورشى است و نسبت برعيت ارفاق و ملاطفتى است، و در نتيجه عذر خواهى مؤثريست كه گره كار تو را مىگشايد و رعيت را براه حق استوار مىدارد.