منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ١٧٨ - الترجمة
النّاس تنعكس في التّاريخ و تلهج بها الألسن و كما أنّك تقضي في أعمال الولاة قبلك يقضي عليك من يقوم مقامك، بعدك و دليل الصّلحاء ما يجرى على لسان العباد باذن اللّه فلا تتوجّه إلى ادّخاد الأموال كما هو عادة طلّاب الدّنيا المفتونين بها بل ليكن أحبّ الذخائر إليك ذخيرة العمل الصالح، و العمل الصالح للوالي و عامله ما يوجب راحة رعيته و اجراء العدل فيما بينهم، و لذا أمر بمنع الهوى عن التأثير في أعماله و منع النفس عمّا لا يحلّ له.
الترجمة
بنام خداوند بخشنده مهربان.
اين فرمان بنده خدا أمير مؤمنانست بمالك بن حارث الأشتر كه بايد آنرا در عهده خود بشناسد، و اين فرمان هنگامى شرف صدور يافته كه او را والى بر كشور مصر نموده تا خراج آن را بگيرد و با دشمن آن بجنگد و ملّت آنرا اصلاح كند و بلاد آنرا آباد نمايد.
١- تقوا از خدا را شعار خود كند و طاعتش را غنيمت شمارد و از آنچه در كتابش از فرائض و سنن دستور داده پيروى نمايد، زيرا هيچكس بسعادت نرسيده مگر با پيروى از آنها، و كسى بدبخت نگردد مگر بانكار و ترك عمل بدانها.
٢- خداوند سبحان را با دست و دل و زبان يارى كند، زيرا خداى جلّ اسمه ضامن يارى و عزت كسانيست كه او را يارى كنند و عزيز شمارند.
٣- خود را از شهوترانى و سركشى نفس بازدارد، زيرا نفس بطبع خود بدخواه است مگر خدا رحم كند.
اى مالك من تو را بكشورى فرستادم كه پيش از تو دولتهاى عادل و ظالمى بخود ديده، مردم بهمان چشم تو را بينند كه تو واليان پيش از خود را بينى، و در باره تو همان را مىگويند كه در باره آنها ميگوئى، خداوند مردمان نيك و شايسته را بزبان بندگان خود معرفى ميكند، بايد محبوبترين ذخيره در نظر تو پس انداز كردن عمل صالح باشد، هواى نفس خود را داشته باش و نسبت بخود از آنچه بر تو