منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٢١٨ - الفصل الخامس من عهده
و بوسيله لشكر تو او را بترساند و در اين كشمكش و ستيز از تو صرفنظر كنند و با تو در مقام ستيزه درنيايند و تو از گزند آنها در آسايش باشى، گر چه در اين روزگار آسايشى وجود ندارد و اعتمادى بگذشت زمانه نيست.
من آنچه را بهره دانش و فكرت خود مىدانستم بپيشگاه پادشاه عرضه داشتم اين حقّى بود بر عهده من كه مخلصانه در پاسخ آن حضرت نگاشتم و اندرز بىشائبه خود را بعرض رسانيدم، و در عين حال آن پادشاه از من بيناتر است و انديشه نافذتر و رأيى بهتر و همّتى والاتر نسبت بدانچه در باره آن از من كمك خواسته و مرا بتوضيح و شور در آن واداشته دارد.
هميشه پادشاه از نعمتهاى واصله و احسانهاى بىدريغ بر خوردار باد و ملكش پاينده و عمرش دراز و آرزويش رسا باد تا آنجا كه نيرويش بنهايت آنچه قدرت بشر رسا است بر آيد، درودى بىانتها و پيوسته و بىنهايت و فنا ناپذير بر پادشاه باد.
مورّخان گفتهاند: پادشاه برأى ارسطو عمل كرد و نظر او را بكار بست و شاهزادگان و آزادگان پارس را بر سراسر كشور ايران جايگزين و فرمانروا ساخت، و آنان همان پادشاهان ملوك الطوائف بودند كه پس از او بجاى ماندند و كشور ايران ميان آنان تقسيم بود تا اردشير بن بابك آمد و كشور را از آنها گرفت و مملكت را متّحد ساخت.
الفصل الخامس من عهده ٧
و إنّ أفضل قرّة عين الولاة استقامة العدل في البلاد، و ظهور مودّة الرّعيّة، و أنّه لا تظهر مودّتهم إلّا بسلامة صدورهم، و لا تصحّ نصيحتهم إلّا بحيطتهم على ولاة [الامور] أمورهم، و قلّة استثقال دولهم و ترك استبطاء انقطاع مدّتهم، فافسح في آمالهم، و واصل في