منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ١٢ - الترجمة
أقول: مع اظهاره للاخلاص بعليّ و غلوّه في توصيفه في غير مورد من الشرح و في قصائده المشهورة كأنّه غلب عليه النّصب في هذا المقام فاستفاد من كلام له و للحسن ٨ ما ليس بمقصود، لما قلنا من أنّ إخراج هذه الوصيّة ينظر إلى حال عامّة الوالدين و أبنائهم مجرّدا عن الخصوصيات الشخصيّة ليكون مثالا نافعا للكلّ، و لا تنافي عصمته و عصمة ولده و مقام الامامة و القداسة فيهما، كيف؟! و عمر الحسن في هذا الوقت يزيد على ثلاثين و قد استأهل للخلافة عند عامّة الناس و نصّ عليه بالامامة في غير مورد فلا يقصد ٧ أن يربّيه بعد ذلك بهذا الكلام و إنما المقصود «إيّاك أعنى و اسمعي يا جارة».
الترجمة
اى پسر جانم چون بينى سالخوردهام و هر روزه سستتر ميشوم در سفارشم بتو پيشدستى كردم و مواد آنرا پيش از آنكه مرگم برسد بر شمردم و خاطره خود را بر نهفتم تا مبادا دچار كاستى رأى شوم چونان كه تنم كاسته مىشود يا آنكه مبادا هوس و دلبرى دنيا بر تو چيره شوند و چون شتر فرارى از پندم سرباز زنى، همانا دل جوان چون زمين بكر است و هر بذرى در آن افكنده شود بپذيرد، من پيشدستى كردم تا دلت سخت نشده و درونت مشغول باطل نگرديده تو را دريابم تا از صميم قلب بدان روشى كه آزموده شده رو آورى و از رنج جستجو راحت شوى و از صميم قلب بدان روشى كه آزموده شده رو آورى و از رنج جستجو راحت شوى و از آزمايش معاف گردى ما آنچه اندوختيم بتو داديم تا اگر تيرگى در آن باشد خود نقطه آنرا روشن سازى.
اى پسر جانم گر چه من عمر كسان پيش از خود را نگذراندم ولى در كردار آنان نگريستم و در اخبارشان انديشيدم و در آثارشان گرديدم تا يكى از آنان شمرده شدم بلكه چون هم كارهاشان بمن گزارش شده گويا از آغاز تا انجام با آنها عمر كردم و زلال و تيره و زيان و سود همه كارها را فهميدم و زبده و خوب آنها را برايت بر گزيدم و كارهاى جاهلانه را از تو دور كردم، و چون كارهاى تو مورد توجه پدرى مهربانست خواستم تو در آغاز عمر و نخست بر خورد با روزگار