منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٤ - الترجمة
دستورا إرشاديا لكلّ مسلم بل لكلّ إنسان، فكأنّه ٧ جرّد من نفسه الزكيّة والدا للكلّ أو نموذجا لجميع الوالدين، و جرّد من ابنه الحسن ٧ ولدا لكلّ الأولاد أو نموذجا لجميع الأبناء في أىّ بلاد، ثمّ سرد النّصائح و نظّم المواعظ لتكون وصيّته هذا انجيلا لأمّة الاسلام: و توجيه هذه الوصيّة إلى ابنه الحسن يشير إلى زعامته بعده و اهتضامه و اعتزاله فلا يكون إلّا إماما مبشرا منذرا بلا سلاح و لا اقتدار.
الترجمة
سى و يكم از سفارشنامهئى كه بحسن بن علي سپرد و آنرا در هنگام بازگشت از نبرد صفين در حاضرين نگارش فرمود:
از پدرى فنا پذير و زمان افكنده و از عمر گذشته و سر بروزگار سپرده، بدگوى دنيا و سكنى گزين منازل مردهها كه فردا از آن كوچا است.
بسوى فرزندى آرزومند بدانچه در نيابد آنكه براه هالكان است و بيماريهايش نشانه گرفتهاند، گرو چند روز است و هدف مصائب و بنده دنيا غرور فروش است و بدهكار جان عزيز به مرگها و اسير مردنست و پيوند سپار با هموم و همگام با احزان، نشانه آفات است و كشته شهوات و جانشين أموات.
أما بعد- بمن از ملاحظه برگشت دنيا و هجوم روزگار و پيشامد آخرت باندازهاى در آويخت كه از ياد ديگران و از اهتمام باين و آنم باز داشت جز اين كه چون از همه بخود پرداختم و خود را شناختم و از هوسرانى گذشتم و كار خود را بخوبى فهميدم بكوششى خسته ناپذير و صداقتي بى دروغ برخاستم و تو را پاره از خويش يافتم نه بلكه همه خودم شناختم تا جائى كه گزندت گزند من است و اگر بميرى من مرده باشم و بكار تو تا آنجا توجّه دارم كه بكار خود، و اين نامه را براى كمك بتو پرداختم كه در نظر بگيرى چه بمانم و چه بميرم.