منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٢٤١ - الترجمة
فلا يؤدّيهم ضيق المعيشة إلى أخذ الرشوة و الميل عن الحق.
ثمّ أوصى بحفظ جانبهم و إعطاء المنزلة العالية لهم عند الوالي بحيث لا يجترىء أحد على انتقادهم لدى الوالي و حطّ رتبتهم ليكون ذلك مظنّة لتهديدهم من قبل ذوي النفوذ بالسعى في عزلهم إذا لم يوافقوا لما أرادوا منهم من الميل عن الحق بنفعهم و المقصود من هذه الجملة حفظ استقلال القوّة القضائية عن القوّة المقنّنة و القوّة المجرية و عدم تدخّل أحد فيها حتّى يطمئنّ القاضي بنفسه و يعتقد أنّه لا يحول بينه و بين تشخيص الحقّ في القضيّة المعروضة عليه أحد، فيفحص عن الحقّ و يميّزه و يحكم به من دون خوف و لا وجل.
الترجمة
سپس برگزين براى قضاوت ميان مردم در اختلافات آنها بهترين رعاياى خود را در نظر خودت از كسانى كه داراى اين صفات باشند:
١- كارها بر آنها مشكل نگردند و در حلّ و فصل آنها در نمانند.
٢- اهل دعوى آنها را به لجبازى نكشند و در معرض امتحان نياورند.
٣- اگر بلغزش و خطائى دچار شدند دنبال آن نروند و بمحض اين كه فهميدند بحق برگردند.
٤- رجوع و برگشت بحق پس از فهميدن آن بر آنها دشوار و ناهموار نباشد.
٥- خود را در پرتگاه طمع نكشند و پيرامون آن نگردند.
٦- بفهم سطحي و ابتدائي در قضايا اكتفاء نكنند و دنبال فهم نهائي و تحقيق كافي باشند.
با اين حال، از همه مردم در مورد شبهه و ابهام حق محتاطتر باشند، و از همه بيشتر دنبال دليل و حجّت براى روشن شدن حق بگردند، و از مراجعت أهل دعوى دلگير و تنگ خلق نشوند، و از همه كس براى كشف حقيقت بردبارتر باشند و چون حق را روشن و گويا فهميدند در صدور حكم قاطع باشند.