آداب سفر در فرهنگ نیایش (ترجمه الأمان) - سید بن طاووس - الصفحة ٧٦ - فصل ١ تصميم و نيت انسان براى سفر با اهداف گوناگونى كه دارد
نمىشود و در حفظ احترام او هرگز كوتاهى روا نيست.
رفتار بنده نيز با خداى خود اين گونه بايد باشد؛ بلكه بسى برتر و شريفتر؛ زيرا بين پروردگار بزرگ- كه مالك همهى پادشاهان و بزرگان است و تمامى وسيلهها وابسته به قدرت لا يزال اوست- با حكم رانى كه از خاك و گل و آب بىارزشى آفريده شده و سرانجام كاخ فرمانروايىاش به ويرانى و زندگىاش به تباهى كشيده خواهد شد، تفاوت بسيار است.
بنا بر آن چه گذشت، بايد سفر انسان از فرمان بردارى خدا به دور نباشد؛ بلكه در همهى سفرها قصدش اطاعت فرمان خدا و به دست آوردن رضاى او باشد و در همهى لحظههاى شب و روز، خداوند را سرپرست و نگهبان خود بداند و نبايد سركشى كند و خدا را زمام دار خود نداند و از ادب در بارگاه پرشكوهش سر باز زند و زمام امور خود را به دست سرشت يا شهوات خود بسپارد و در مقام فرمان بردارى، اطاعت از آنها را از اطاعت خدا برتر بداند كه اگر چنين باشد، دنيا و آخرتش را به خطر افكنده و از پناه خدا به در آمده و خود و همهى چيزهايى را كه خدا به او عنايت فرموده، به كوير سردرگمى و نابودى كشانده است.
هر گاه بشر آيينها و مقرّرات الهى و دعاها و فرمانهايى را كه از جانب خداى كريم و پيامبرش رسيده است با هوشيارى و دقّت بنگرد و عمل كند، خواهد ديد كه هيچ مسافرتى را پيش نخواهد گرفت جز آن كه روزنهاى از پرستش خدا و كاميابى عقبى به رويش گشوده شود.
اين بود مطلبى كه به يارى خداى بزرگ آگاهى دادن به آن را لازم دانستيم.
پس هر كه بخواهد براى آخرت خود با احتياط گام بردارد، بايد آن را بپذيرد و هر كه بخواهد بردهى خوى و نفس خود باشد، پى آمد نيك و بدش دامن گير خودش خواهد شد.