آداب سفر در فرهنگ نیایش (ترجمه الأمان) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٩٠ - فصل ١٤ دعا براى ايمنى از زيانهاى باران و نيز خطر تشنگى و رهايى از آن
فصل ١٤: دعا براى ايمنى از زيانهاى باران و نيز خطر تشنگى و رهايى از آن
به سند خود، از عبد اللَّه بن جعفر حميرى در كتاب «دلائل الرّضا ٧»، از سليمان جعفرى- كه سندش به امام رضا ٧ رسيده است- نقل مىكنيم كه گويد:
در مسافرتى كه حضرت امام هشتم ٧ به قصد سركشى به بعضى از اموال خود مىرفت، من هم راه ايشان بودم. هنگام حركت به يكى از غلامانش دستور داد قبايى را برايش بردارد. شگفت زده شدم و (با خود) گفتم: مىخواهد آن را چه كند؟ هنگامى كه قسمتى از راه را پيموديم، جهت خواندن نماز توقّف كرديم. ابرهايى در آسمان پيدا شد و شروع به باريدن كرد. قبا را به روى من و خودش افكند و به سجده افتاد.
من هم با وى به سجده رفتم. سپس سر بلند كردم. آن حضرت هنوز در حالت سجده بود. شنيدم كه پيوسته مىگفت: «اى رسول خدا! اى رسول خدا!» پس باران ايستاد.[١] در سفرى كه از بغداد، از راه مدين، به حلّه مىآمديم، چون به جايى رسيديم كه از روستاها دور بود، ابرهايى در آسمان پديد آمد و غرّيد و مهيّاى بارش شد. ما آمادگى آن را نداشتيم. خداوند به من الهام كرد كه بگويم:
يا من يمسك السّماوات و الأرض أن تزولا، أمسك عنّا مطره و خطره و كدره و ضرره، بقدرتك القاهرة و قوّتك الباهرة.
اى آن كه آسمانها و زمين را از زوال نگاه داشتى، به قدرت
[١] بحار ٧٦: ٢٥٩.