آداب سفر در فرهنگ نیایش (ترجمه الأمان) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٩١ - فصل ١٤ دعا براى ايمنى از زيانهاى باران و نيز خطر تشنگى و رهايى از آن
آشكار و نيروى شگفت آميزت، باران و خطر و آسيب و زيانش را از ما بازدار.
بدين گونه، اين كلمات و مانند آن را مكرّر بر زبان راندم؛ به قدرت خداوند باران قطع شد تا به روستايى رسيديم كه مسجدى داشت. داخل مسجد شديم.
در همان لحظه كه داخل شديم، باران سيلآسايى آمد و ما از خطر آن در امان مانديم. آن موقع هنوز به اين حديث برخورد نكرده بودم.[١] يك بار در زمستان با خانوادهام از كربلا، به وسيلهى كشتى، به بغداد مىرفتيم. ابر همه جا را فرا گرفت و آسمان غرّيد و شروع به باريدن كرد. به من الهام شد كلماتى را بدين مضمون به زبان آورم:
اللّهمّ إنّ هذا المطر تنزله بمصلحة العباد و ما يحتاجون إليه من عمارة البلاد، فهو كالعبد في خدمتنا و مصلحتنا، و نحن الآن قد سافرنا بأمرك راجين لإحسانك و برّك، فلا تسلّط علينا ما هو كالعبد لنا أن يضرّ بنا و أجرنا على عوائد العناية الإلهيّة و الرّعاية الرّبّانيّة و أجر المطر على عوائد العبوديّة و اصرفه عنّا إلى المواضع النّافعة لعبادك و عمارة بلادك؛ برحمتك يا أرحم الرّاحمين.
پروردگارا، اين باران را براى مصلحت بندگان و برآوردن نياز آنان، از جهت آبادانى سرزمينها فرو مىفرستى. پس آن همانند بنده در خدمت ما و در جهت مصالح ماست و ما هم اينك به فرمان تو و به اميد بخشش و نيكى تو مسافرت كردهايم. بنا بر اين چيزى را كه هم چون بندهاى در مقابل ماست بر ما چيره نگردان تا به ما زيان رساند و بهرهى عنايت خداوندى و نوازش بزرگوارانه را بر ما روان ساز و باران را به سود بندگى فرو ريز و از ما باز گردان و به جاهايى ببر كه براى بندگان و آباد گشتن سرزمينهايت مفيد است؛ به رحمتت، اى مهربانترين مهربانان.
(پس از گفتن اين كلمات) باران فورا ايستاد.[٢]
[١] همان.
[٢] بحار ٧٦: ٢٦٠.