آداب سفر در فرهنگ نیایش (ترجمه الأمان) - سید بن طاووس - الصفحة ٣١ - علم چيست؟
اين دو نكته (خشيت آورى و واقع و واحد نمايى) مىتوان گفت كه دانش ما به واقع «علم» نيست.
ويژگى ديگر علم آن است كه قدرت مىآورد. اين يك اصل عقلانى است كه هر چه علم بيش باشد، قدرت تسخير و اثرگذارى بيشتر مىشود. داستان آصف بن برخيا مشهور است. او كسى است كه (علمى از كتاب نزد اوست)[١] و با اين مقدار علم، تخت بلقيس را از سبأ به ملك سليمان ٧ مىبرد؛ آن هم در كمتر از يك چشم بر هم زدن. نيز خود حضرت سليمان ٧- كه آصف از زير دستان اوست- باد را در تسخير خود دارد. علم او اين چنين است:
وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ وَ سُلَيْمانَ عِلْماً ...[٢].
تسخير و قدرت او را هم ببينيم:
فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخاءً حَيْثُ أَصابَ[٣].
باد به فرمان او جا به جا مىشود؛ به هر كجا كه او مىخواهد، مىرود.[٤] حالتى كه قابل قياس است با وضع ما و چارپايان كه آن هم تسخير ناميده شده است:
سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ[٥].
خداوند چيزهاى ديگرى را هم مسخّر ما كرده است؛ يعنى على القاعده بايد بتوانيم آنها را تسخير كنيم[٦]:
[١] نمل( ٢٧): ٤١: عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ.
[٢] نمل( ٢٧): ١٦:( ما به داود و سليمان علمى داديم ...).
[٣] ص( ٣٨): ٣٧:( پس باد را رام او داشتيم كه به فرمانش- به هر جاى كه مىخواست- هموار مىرفت).
[٤] يادمان باشد كه براى حركت و جهت دادن باد از دستگاههاى پيچيده و رأى زنى بزرگان و ...
استفاده نمىكند؛ فقط فرمان مىدهد.
[٥] زخرف( ٤٣): ١٤:( پاكا آن كه اين را رام ما داشته است و ما بر آن توانا نبوديم!).
[٦] مگر آن كه بگوييم:« مخاطب اين آيات ما نبودهايم.- كه در اين صورت، به خودى خود و بدون نياز به برهان و دليل، از ادّعاى عالم بودن صرف نظر كردهايم. در باب مخاطبان اين آيات نكاتى گفته خواهد شد؛ إن شاء اللَّه.