آداب سفر در فرهنگ نیایش (ترجمه الأمان) - سید بن طاووس - الصفحة ٤٠ - چند تذكر
به بيانى بسيار ساده يعنى كسى كه صدايش براى عالم امكان آشناست و عالميان از او فرمانبرى دارند، ديگرى را هم به موجودات بشناساند و معرّفى كند تا صداى او هم آشنا شود؛ چه در همهى موارد و چه در دعايى خاص؛ به اين مىگويند: «اجازه».[١] البتّه اين راه صحيح و شرعى قضيّه است و راههاى شيطانى بحثى جدا دارد. قدرت ما فوق بشرى اجنّه و شياطين را از ياد نبريم و بدانيم كه:
إِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ لِيُجادِلُوكُمْ ...[٢].
نيز:
وَ أَنَّهُ كانَ رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزادُوهُمْ رَهَقاً[٣].
طبق تصريح قرآن، سامرى در بيان عمل شيطانى خود؛ يعنى ساخت گوسالهى زرّينى كه صدا مىكرد- مىگويد: از خاك پاى رسول (جبرئيل ٧) برگرفتم و در تركيب گوساله به كار بردم:
قالَ: بَصُرْتُ بِما لَمْ يَبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُها وَ كَذلِكَ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي[٤].
نيز فصل الخطاب در بيان قدرتهاى شيطانى آيهى زير است:
وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ عَلى مُلْكِ سُلَيْمانَ وَ ما كَفَرَ سُلَيْمانُ
[١] ناگفته نماند كه خلوص نيّت و به واقع حاجتمند بودن هم در اين كار بسيار مؤثّر است. نيز شايد بعضى اذكار به خودى خود و بدون توجّه به گوينده اثراتى داشته باشند.
[٢] انعام( ٦): ١٢٢:( ... همانا شيطانها به دل دوستانشان افكنند كه با شما بستيزند ...).
[٣] جن( ٧٢): ٧:( و اين كه مردانى از آدميان بودهاند كه به مردانى از جن پناه مىبردهاند و آنان را تباهى افزودند).
[٤] طه( ٢٠): ٩٧:( گفت: من چيزى ديدم كه آنان نديدند( يعنى جبرئيل را). مشتى از خاك جاى پاى آن فرستاده را برداشتم و در تنديس افكندم( تا جان گيرد و آواز دهد). دلم چنين برايم آراسته بود).