آداب سفر در فرهنگ نیایش (ترجمه الأمان) - سید بن طاووس - الصفحة ١٩٤ - فصل ٤ تعويذى براى اسب سوار و اسب و چارپايان بنا بر آن چه به اين باب مربوط يافتيم
همهى اسبها و چارپايان و حيوانات، از زخم زدن و صدمه وارد كردن و جويدن لگام و دندان درد و درد مهارها و لغزشها و نزديك بينى و شب كورى و سنگريزه و بغدليّه[١] و درد جگر و ريه و طحال و ورم كردن دست و پا و لغزيدن و مجعّد شدن و به هم چسبيدن موى و زخم ران و خارش و گرى و بىدرد شدن از ضرب تازيانه و پيدا شدن خشكى در گردن و جفتك زدن در بند و شكستگى در پشت و بقيّهى اعضا و آماس و زالوها و مگسها و زنبورها و لرزشها و سم به يك ديگر زدن و مجروح شدن آن در رفتن و كندن زمين و خوردن خاك گياه و تورّم و آبله و تنبلى[٢] و سركشى و لگد زدن و شل شدن و قولنج و نقص خلقت و ديدن مستقيم و اشك ريزى وقت رفتن و از كند روى و در مسابقه احساس پيش روى نكردن و از به هم چسبيدن كاكل و از چموشى و از علف و از برص و از خوردن پر و از فساد معده و از باريك شدن بند دست و پا[٣] و از بيمارى در رانهايش كه موجب كج راه رفتنش گردد و از شكافته شدن سم اسب و امتناع از توبره و علف و زين و لگام.
همهى حيواناتى كه اين نوشتهى من بر آنها آويخته گرديده است را به خداوند بلند مرتبهى بزرگ سپردم از شرّ هر درنده و سوسمار و شير و مار سياه و از گزند هر تبه كار و از آزار دزدها و شب روها، مگر شب روى كه به شب در آمدنش خير باشد؛ (بگو: چه كسى شما را شب و روز از [عقوبت] خداوند نگاه مىدارد؟ بلكه ايشاناند كه از پروردگارشان روگرداناند)[٤] بلكه (اوست خداى يكتاى مغلوبكننده)[٥]. متحصّن شدم به آن كه نيرومند و مقتدر است و اعتماد كردم بر زندهاى كه مرگ ندارد؛ روشنى بخش نور است و اندازهگيرندهى نور و مايهى فروغ همهى نورهاست. دگرگونكنندهى دلها و چشمهاست؛ آن خداوند زمام دار چيرهشونده است. (خداوند به زودى
[١] معناى آن روشن نشد.
[٢] در متن عربى طبوع آمده كه به معنى جانور زهر دار است.( ويراستار)
[٣] استخوانهاى باريكى است در چارپايان كه دست و پا را به ساق پيوند مىدهد.
[٤] أنبياء :( ٢١): ٤٣.
[٥] زمر( ٣٩): ٥.