آداب سفر در فرهنگ نیایش (ترجمه الأمان) - سید بن طاووس - الصفحة ٣٢ - علم چيست؟
... وَ سَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَ سَخَّرَ لَكُمُ الْأَنْهارَ* وَ سَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ دائِبَيْنِ وَ سَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ.[١] مىتوان گفت كه كشتى را، به امر خدا، تسخير كردهايم؛ به فرمان ما حركت مىكند. نيز رودها كه البتّه كمتر در اختيار ما هستند؛ انحراف از مسير بعضى از رودها و سد بستن بر بخشى از آب رود از مظاهر تسخير ماست. امّا ماه و خورشيد چه؟ روز و شب چه؟ در تسخير رود از ياد نبريم معجزهى حضرت موسى ٧ را هنگام گذشتن از نيل و در مورد ماه و خورشيد به ياد بياوريم «شقّ القمر»[٢] و «ردّ الشّمس»[٣] را. قبول كنيم كه شناخت چند عنصر از جرم ماه و چند قدم راه پيمودن بر آن، معناى كاملى براى تسخير نيست. اگر هم به سراغ مثالهاى بزرگ آمدهايم به آن معنا نيست كه مسائل ريز و كوچك حل شده است و به عنوان نمونه مىتوانيم مورچه را مسخّر خود كنيم و مثلا با يك جملهى ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ[٤] مورچهها را به درون سوراخشان بفرستيم. اين تسخيرها
[١] ابراهيم ٧( ١٤): ٣٣- ٣٤:( ... و كشتىها را رام شما كرد تا به فرمان او به درياها بروند و رودها را رام شما داشته است. نيز مهر و ماه را- كه هميشه رواناند- رام شما داشته و شب و روز را رام شما ساخته است).
[٢] الخرائج و الجرائح، ج ١، صص ١٤١- ١٤٢.
[٣] همان، صص ١٥٥- ١٥٦؛ تذكرهى ابن جوزى، ص ٥٣؛ كفاية الطّالب، صص ٣٨١- ٣٨٨؛ الرّياض النّضرة، ج ٣، ص ١٤٠.
[٤] نمل( ٢٧): ١٩:( به لانههايتان برويد.) البتّه در داستان قرآن اين جمله را يك مورچه به ديگر مورچهها گفته است كه شايد فضيلتى به نظر نيايد؛ ولى آدميانى چون خود حضرت سليمان ٧ هم بودهاند و هستند كه با حيواناتى مثل مورچه سخن گفتهاند و از جمله فرمانهايى كه به مورچهها دادهاند، چه بسا همين جمله بوده باشد كه مورد نظر ما همين حالت اخير است.