آداب سفر در فرهنگ نیایش (ترجمه الأمان) - سید بن طاووس - الصفحة ٤٣ - ما چه بايد بكنيم؟
نوع عقلى كه ممكن است وجود داشته باشد، نيست و عقلهاى عالىترى امكان آن دارد كه در جاهاى ديگر يا در زمانهاى ديگر وجود پيدا كند. سطح عقلى چنان موجودات ممكن است آن اندازه از ما بالاتر باشد كه سطح عقلى ما اكنون از موجودات تك ياخته بالاتر است.[١] نكتهى ديگر آن كه وقتى تمام ملك خداوند را نجستهايم، موجوداتى را كه با پندارهاى ما منطبق نيستند، به راحتى نمىتوانيم نفى كنيم.
من بر آن نيستم كه ثابت كنم موجوداتى چون سيمرغ، غول، پرى دريايى و ... وجود دارند؛ مىخواهم بگويم كه تا وقتى استقراى تام انجام نشده باشد و قضيّه هم با بديهيّات تناقضى نداشته باشد، از نظر عقل درست نيست كه حكم قطعى صادر كنيم. ضمن اين كه نفى از سر جهل هيچ برترىاى نسبت به اذعان به نادانى ندارد؛ بلكه فروتر و سخيفتر است. تازه اگر روزى شد كه همه جا و نه فقط كرهى زمين را گشتيم و نيافتيم، باز هم نمىتوانيم ادّعا كنيم كه: «نيست»؛ چرا كه لزومى ندارد كه اسباب شناخت ما آن موجودات را درك كند؛ همان گونه كه گوش ما صداهاى خاصّى را در محدودهى خاصّى از فركانس درك مىكند و همين طور ديگر حواس در حوزههاى خودشان. اگر امروز دانش پيش رفتهتر از قديم است و به كمك دستگاههايى مىتوان ديگر اصوات را هم شنيد، ممكن است كه قوايى هم باشد كه تا كنون به آن نرسيدهايم و فرداها برسيم يا اصلا هيچ گاه در نيابيم.
نيز لزومى ندارد خصوصيّات اين موجودات چنان باشد كه در افسانهها آمده است، يا حتما با ما كارى داشته باشند يا اگر هم كارى داشتند، خود را معرّفى كنند كه مثلا: «من غول هستم. مبادا مرا با اجنّه يا ملائكه يا شياطين يا ...
اشتباه بگيرى! چون من اين خصوصيّات و اين نشانىها را دارم و آنها فلان نشانىها را. دينم فلان است و جنسيّتم بهمان است و ...» ما هم كه از هيچ يك از
[١] علم به كجا مىرود؟، صص ٢١٩- ٢٢٠.