آداب سفر در فرهنگ نیایش (ترجمه الأمان) - سید بن طاووس - الصفحة ٥٤ - مقدمهى مترجم
اين كتاب به آدمى يادآور مىشود كه: مسافر بايد سالكى مصمّم باشد كه در مرحلهى نخست سرشت خود را از خودپرستى و خود خواهى و هوى و هوسها مصفّا گرداند.
|
بس گوهر قيمتى ز اسرار نخست |
اندر صدف دل گران مايهى توست |
|
|
تا نشكند اين صدف به سنگ همّت |
هرگز نشود مراد كار تو درست |
|
در مرحلهى بعد، خلأ روحى خود را به جاى تخيّلات شاعرانه- كه آدمى را به وصف طبيعت و اسب و شتر و كمان ابروى يار و گرما و سرما و خورشيد و ماه و ستارگان سرگرم مىسازد- با ذكر خدا و با دعاهاى اميد انگيز- كه نشأت گرفته از دل سوخته و جان گداخته است- پر مىكند.
با قطرات سرشكى كه از درون آشفتهى خدا جوى او سرچشمه گرفته است، از دل غم گرفته از دورى خانه و خانمان غبار سترده مىشود و قلب به دنبال آلهه رفته به سوى خدا باز مىگردد و به خود مىآيد و از خويشتن مىپرسد:
من كيستم؟ از كجا آمدهام؟ براى چه آمدهام؟ به كجا ره سپارم و از اين سفر چه مقصودى دارم؟
بايد كه مسافر از دعاهايى كه در اين كتاب آمده است درس زندگى و اميد بياموزد و باور كند كه نه ايجادش بيهوده بوده است و نه نزولش از عالم ملكوت؛ بلكه جهت پذيرفتن مسئوليّتهاى بيشتر و مهمترى به دنيا آمده و در راه زندگى گام نهاده است و در طىّ اين راه بايد خير خواه، نوع دوست، راست گفتار، درست كردار و فرشته خصال باشد و انسان با انس گردد؛ با همسفرانش، با فرشتگان محافظش، حتّى به پريان بين راهش، به ديدهى احترام بنگرد و با حيواناتى كه در اختيار دارد سخت نگيرد و حقشناسى خود را- نه فقط از آنها بلكه حتّى از زمينى كه به روى آن فرود آمده و غذا خورده و نشسته و عبادت و استراحت كرده است- اعلام دارد.
در عين حال، آيينهاى مذهبى و آداب شخصى (مانند خوردن، آشاميدن، لباس پوشيدن، آرايش كردن، لوازم آسايش و ايمنى برداشتن) و تكاليف