آداب سفر در فرهنگ نیایش (ترجمه الأمان) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٦٩ - فصل ٤ ذكر وسيلهى نجات در اين مواقع كه صلوات بر محمد و خاندان او و لعن دشمنان ايشان است
فصل ٤: ذكر وسيلهى نجات در اين مواقع كه صلوات بر محمّد و خاندان او و لعن دشمنان ايشان است
(در اين جا) از استاد حديثىام، محمّد بن نجّار- كه پيشتاز محدّثان در مدرسهى مستنصريّه و بر عقيدهى خود بسيار استوار بود- روايتى نقل مىكنم: در بخش اخبار و روايات نبىّ اكرم ٦ از كتابش- كه حاشيهاى است بر تاريخ خطيب بغدادى- در شرح حال ابو محمّد حسن بن احمد محمّدى علوى، مطلبى گفته است كه عبارتش چنين است:
قاضى أبو الفتح محمّد بن أحمد بن بختيار واسطى أبو جعفر محمّد بن حسن بن محمّد همدانى سيّد أبو عبد اللَّه حسين بن حسن بن زيد حسينى قصبى (به شيوهى قرائت حديث، در گرگان) شريف أبو محمّد حسن بن أحمد علوى محمّدى (در بغداد، ماه رمضان ٤٢٥) قاضى أبو محمّد حسن بن عبد الرّحمان ابن خلّاد رامهرمزى و بكر بن أحمد بن مخلد و أبو عبد اللَّه غالبى محمّد بن هارون منصورى عبّاسى أحمد بن شاكر يحيى بن أكثم قاضى مأمون عطيّهى عوفى ثابت بنانى: انس بن مالك از پيامبر اكرم ٦ نقل مىكند كه فرمود:
«هنگامى كه خداوند خواست قوم حضرت نوح ٧ را نابود كند، به آن حضرت وحى كرد كه تختههاى چوب درخت ساج را دو نيم سازد.
چون اين كار را انجام داد، نمىدانست با آنها چه بايد بكند.
جبرئيل ٧ نازل شد و شكل كشتى را به او نماياند. او جعبهاى هم با خود آورده بود كه يك صد و بيست و نه هزار ميخ در آن بود. حضرت نوح ميخها را به تختهها كوبيد تا پنج ميخ باقى ماند. به يكى از آنها دست زد. در كف دستش درخشيد و نورى (از آن) ساطع شد؛ چنان كه ستارهاى