آداب سفر در فرهنگ نیایش (ترجمه الأمان) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٦٨ - فصل ٣ آياتى از قرآن كه خواندنش موجب نجات در كشتى است و آنها را ذكر مىكنيم تا مؤمنان از آن پيروى كنند
گفت: به قصد رفتن بغداد، از كوفه بيرون رفتم. در كشتى نشستم و آن كشتى به هم راه شش كشتى ديگر حركت كرد. من در هفتمين كشتى بودم.
اين آيهها را در كشتى خواندم. به طوفان برخورديم. من نجات يافتم؛ ولى شش كشتى ديگر به مقصد نرسيدند.
روزگارى گذشت. بعد از ساليان بسيار، مردى نزد من آمد. سلام كرد و گفت: مرا مىشناسى؟ من آزاد شده و بردهى توام! گفتم: اين چه حرفى است؟! تو مردى عرب هستى. گفت:
من در جنگ ديلم شركت كردم و اسير شدم. ده سال گرفتار آنان بودم. ناگاه اين آيهها به يادم آمد. خواندم و سپس با آن كه مرا در قيد و بند بسته بودند بيرون آمدم. به مأموران زندان و ديگران رسيدم و از ميانشان گذشتم. هيچ يك از آنان نگفت: با چنين كيفيّت، چرا و به كجا مىروى؟
به اين ترتيب به سرزمين اسلام رسيدم. بنا بر اين من آزاد شده و غلام توام.[١]
[١] بحار الأنوار ٧٦: ٢٥٦- ٢٥٧؛ با افتادگى تقريبا يك سطر در بحار الأنوار.