آداب سفر در فرهنگ نیایش (ترجمه الأمان) - سید بن طاووس - الصفحة ٦٠ - پيش گفتار مؤلف
حال، در خروج از كتم عدم به عرصهى وجود به او پناهنده شدند و او پناهشان داد و در رها شدن از چنگال حجابها از او يارى خواستند و او آنان را رها ساخت و انوارشان را بدانها بخشيد.
ارواح- كه خود را برومند و والامقام ديدند- در بيرون آمدن از خمول و گم نامى از او يارى خواستند؛ اجابت فرمود و پايگاه و مقام و منزلتشان را بر بلندترين نقطهى بام هستى قرار داد و جهت سير و سفر خود خواستار وسايل سوارى شدند؛ قادر متعال بر ايشان گوهرهاى جسمها را پديد آورد و آنها را كه پراكنده بودند به هم پيوست.
دانستند كمال خوشبختى جسمهاشان در آن است كه به نيروى عقل نايل شوند و او با آموختن اسرار خود به آنها يارى كرد. از پيچ و خم حوادث ناگوار سفر ترسيدند و او براى آنان راه و رسم سلامت ماندن از خطرات شب و روز را ترسيم فرمود. به آنها قدرت داد تا سوار بر بدنهاى خود به سوى كاميابى و خوشبختى دنيا و آخرت ره سپار شوند. آن گاه به قدرت و يارى خداوند، راه برون آمدن از پشت پدران و رحم مادران را در پيش گرفتند و در شگفتىهاى دورانهاى پياپى به گردش پرداختند و در راز پيچاپيچ كن فيكون[١] عجايبى از قدرت خداوند را مشاهده كردند كه در سلوك خود به آنها انس گرفتند و واگذاشتن آن را مرگ و پيمودن آن را وحشتزا يافتند.
گواهى مىدهم كه هيچ معبودى جز او نيست؛ شهادتى كه روان مرا از هلاك شدن ايمن دارد و به سعادت بعد از مرگ نويدم دهد.
گواهى مىدهم كه نيايم، حضرت محمّد- كه درود خدا بر او و خاندانش باد!- بزرگ انسانى است كه پردههاى جهل را از مقابل روح بشر كنار زد و خورشيد مكارم و فضايل بشر را- كه در پس ابرهاى تيره و مرگ بار هوى و هوس به خاموشى گراييده و افول كرده بود- بار ديگر نور افشان كرد.
[١] يس( ٣٦): ٨٣: إِنَّما أَمْرُهُ- إِذا أَرادَ شَيْئاً- أَنْ يَقُولَ لَهُ: كُنْ، فَيَكُونُ.