آداب سفر در فرهنگ نیایش (ترجمه الأمان) - سید بن طاووس - الصفحة ٥٣ - مقدمهى مترجم
كتابى كه در پيش رو داريد يكى از حسّاسترين و پر مخاطرهترين فرازهاى اين سير و سلوك انسان را به رشتهى تحرير در آورده است و گام به گام همين گروه سوم را مراقبت مىكند و در صدد است با برنامهريزى دقيق، تمام وقت سفر ظاهرى آنان را به ياد خدا تنظيم و با سير و سلوك معنوى هم آهنگ سازد؛ زيرا مسافر- هر چه انسانى قوى باشد- باز هم ممكن است خطرها و چشم اندازها و حوادث تلخ و شيرين او را به خود مشغول و سر در گم كند و هنگامى به خود آيد كه از كاروان انبيا فرسنگها فاصله گرفته و از راه آنها به دور افتاده و به وادىها و درّههاى خطرناكى سقوط كرده باشد.
از طرفى دورى زن و فرزند و مال و منال فكر او را به خود مىكشد و از طرفى ديگر، آيندهى مبهم كه هر لحظه ممكن است جريان تازهاى، مرئى يا نامرئى، هستىاش را به نيستى بكشد و از سوى سوم، بساط سنگين و رنگين و حيرت برانگيز مناظر طبيعت هر آن نگاهش را به چيزى نو جلب مىكند. مسلّم است كه هر موجود مادّى بر انسان اثر مىگذارد و او را به سوى جهان مادّى متمايل مىسازد. آن گاه نفس امّاره به مدد آن، سركشى مىكند و دل را به دنبال آن مىكشاند و هر چه دل به دنبال او رفت الاه او مىگردد: أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ؟[١] آن وقت است كه به كلّى آن را- كه اسكلت موحش و ماهيّت پر رنگ و بوى او را پوشانده و از تنگناى رحم به فراخناى طبيعت كشانده است- از ياد مىبرد و با خود مىگويد: من كىام؟ طاوس علّيّين نشان ...؟! به دنبال اين غفلت، انسان، اين زبدهى عالم وجود و مرغ باغ ملكوت- كه در يك جا از او به كتاب مبين و در جاى ديگر به عالم اكبر تعبير شده است- مايهى اصلى ارزش خود را فراموش مىكند و نامش در شمار حيوانات ثبت مىشود؛ بلكه به فرمودهى قرآن إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ[٢].
[١] جاثيه( ٤٥): ٢٤.
[٢] أنفال( ٨): ٢٣.