آداب سفر در فرهنگ نیایش (ترجمه الأمان) - سید بن طاووس - الصفحة ١٦٠ - فصل ٣ هم راه داشتن تير و كمان و ذكر آن كس كه اين فن(تيراندازى) را بنا نهاد و نيز اين كه مقصود از حمل اين سلاح رضاى خداوند است
امام صادق ٧ فرمود: «هشام چون اين سخن را از پدرم شنيد، چنان خشمگين شد كه چشم راستش كج و رويش سرخ شد و اين نشانهى خشم او بود. مدّتى سر به زير افكند، بعد سرش را بلند كرد و با پدرم چنين گفت: آيا نسب ما و شما- كه همگى فرزندان عبد منافيم- يكى نيست؟! پدرم فرمود: آرى، چنين است؛ ولى خداوند- جلّ ثناؤه- ما را از مكنون سرّ خود و خالص علم خويش به فضيلت و شرافت ويژهاى اختصاص داد كه به ديگرى عطا نفرمود.
هشام گفت: آيا چنين نيست كه پروردگار- جلّ ثناؤه- محمّد ٦ را از شجرهى عبد مناف به سوى همگى مردم، از سپيد و سياه و سرخ، فرستاد؟ پس اين ميراث كه شما مىگوييد، از كجا مخصوص شما گردانيده شده است كه جز شما ديگرى حقّى از آن ندارد؟ حال آن كه پيامبر اكرم بر همهى خلق مبعوث شده است و اين همان فرمودهى خداست: (و تنها خداوند وارث آسمانها و زمين خواهد بود و خدا به كردار نيك و بد شما آگاه است.)[١] پس از كجا و به چه سبب فقط شما اين علم را ارث بردهايد و حال آن كه بعد از محمّد ٦، پيغمبرى مبعوث نگشته است و شما هم كه پيغمبر نيستيد؟
پدرم فرمود: از آن جا خدا ما را مخصوص گردانيده است كه به پيغمبر خود وحى فرمود: (اى محمّد، با شتابزدگى زبانت را براى بيان آن حركت مده)[٢] از طرفى هم به پيامبر خود فرمان داد كه ما را به علم خود مخصوص گرداند و بدين سبب پيغمبر اكرم ٦، برادر خود على ٧ را جهت آموختن اسرارى برگزيد كه از ساير صحابه مخفى مىداشت. خداوند در اين مورد آيهاى نازل فرمود: (آن را گوشهاى دريابنده در مىيابد)[٣]. پس پيغمبر ٦ فرمود: يا على، من از خدا خواستم كه آن گوشها را گوشهاى تو قرار دهد و به اين جهت علىّ بن ابى طالب ٧ در كوفه مىفرمود: پيامبر خدا ٦ هزار در از
[١] آل عمران( ٣): ١٨١.
[٢] قيامة( ٧٥): ١٧.
[٣] الحاقه( ٦٩): ١٣.