آداب سفر در فرهنگ نیایش (ترجمه الأمان) - سید بن طاووس - الصفحة ١٦١ - فصل ٣ هم راه داشتن تير و كمان و ذكر آن كس كه اين فن(تيراندازى) را بنا نهاد و نيز اين كه مقصود از حمل اين سلاح رضاى خداوند است
دانش را به من آموخت كه از هر درى هزار در ديگر گشوده گرديد. پيامبر خدا، على ٧ را به سرّ پنهان خود اختصاص داد و رازهاى خود و خالص علم خود را تنها به او مىگفت و با ديگران در ميان نمىنهاد. هم چنين على ٧ هم آن اسرار را به افرادى از خاندان خود كه آنها را محرم اسرار مىدانست، اختصاص داد و او هم به ديگرى و بدين طريق تنها ما وارث اين علوم و اسراريم.
هشام گفت: على ٧ ادّعا مىكرد كه علم غيب مىداند؛ حال آن كه پروردگار در علم غيب خود هيچ كس را شريك خود نساخته است؛ پس على به چه دليل چنين ادعايى مىكرد؟! پدرم فرمود: خداوند- جلّ ذكره- بر پيامبرش كتابى فرستاد كه هر چه بوده و آن چه تا روز واپسين خواهد بود را در آن بيان داشته است؛ (و فرستاديم ما بر تو قرآن را كه روشنگر هر چيز و راه نما و رحمت و مژده دهنده براى مسلمانهاست.)[١] و باز فرموده است: (و همه چيز را [از نيك و بد] در پيشوايى روشنگر بر شمرديم)[٢] و نيز مىفرمايد: (ما در كتاب آفرينش بيان هيچ چيز را فرو گذار نكرديم)[٣] و مىفرمايد:
(هيچ امرى در آسمان و زمين پنهان نيست جز آن كه در كتاب (علم الهى) آشكار است.)[٤] پس خداوند به پيغمبر خود وحى كرد: هر غيب و رازى كه به سوى تو فرستادهايم، حتما على ٧ را بر آنها آگاه ساز.
پيرو اين فرمان الهى بود كه پيغمبر ٦ به على ٧ دستور داد بعد از در گذشتنش از جهان فانى، قرآن را جمع كند و غسل و كفن و حنوط وى را شخصا انجام دهد و ديگران را حاضر نكند و به اصحاب خود فرمود:
نظر به عورت من، بر اصحاب و اهل بيت من حرام است مگر بر برادرم على ٧؛ زيرا او از من است و من از اويم. هر چه دارم از آن على ٧ خواهد بود و آن چه بر عهدهى من بود، بر عهدهى اوست. او اداكنندهى وامهاى من و وفاكننده به وعدههاى من است. سپس به اصحاب خود فرمود: علىّ بن ابى طالب ٧ بعد از من با منافقان در مورد تأويل قرآن
[١] نحل( ١٦): ٩٠.
[٢] يس( ٣٦): ١٣.
[٣] انعام( ٦): ٣٩.
[٤] نمل( ٢٧): ٧٦.