آداب سفر در فرهنگ نیایش (ترجمه الأمان) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٩ - علم چيست؟
علم چيست؟
تاكنون تا حدودى دانستيم كه دانشهاى ما علم نيست چون حقيقتشناس نيست و گاهى اگر حقيقت را هم به آن عرضه كنند، نمىپذيرد و با اصول خود منطبق نمىيابد![١] حال بايد پرسيد كه علم واقعى چيست؟ جواب اين سؤال و خصوصيّات علم واقعى را در قرآن و حديث باز خواهيم جست:
إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ[٢] تنها و تنها عالمان از خدا مىترسند. علم خشيت آور است؛ يعنى هر كه علم دارد، خشيت دارد و از آن سو در ادعيه تصريح شده است كه هر كس خشيت ندارد، عالم نيست.[٣] حال به دانشهاى بشرى بنگريم؛ فيزيك، شيمى، پزشكى و حتّى دانشهاى ما ورايى هيچ كدام به خودى خود خشيتآور نيستند. چه بسيارند دانشمندانى كه به كل منكر وجود خدايند! نيز كم نبودهاند امثال عمرو عاص كه از قرآن و حديث و ديگر دانشهاى معنوى سرمايهى دنيا اندوختهاند؛ يعنى دين به دنيا فروختهاند؛ يعنى خشيت نداشتهاند.
قال أمير المؤمنين ٧: «إنّ العرش خلقه اللَّه تعالى من أنوار أربعة: ... و نور أبيض منه ابيضّ البياض و هو العلم الّذي حمّله اللَّه الحملة و ذلك نور من عظمته، و بعظمته و نوره أبصر قلوب المؤمنين ...»[٤]
[١] رجوع شود به همان مسألهى شياطين و شهابها كه در قرآن مطرح شده است.
[٢] فاطر( ٣٥): ٢٩:( از بندگان خدا فقط عالماناند كه از وى ترسند).
[٣] مصباح المتهجّد، شيخ طوسى، بيروت، مؤسّسة فقه الشّيعة، ١٤١١ ه- ١٩٩١ م، ص ٤٧٢، دعاى روز چهارشنبه:
ُ« ... لا علم إلّا خشيتك ... ليس لمن لم يخشك علم ...»
[٤] كافى ١: ١٢٩: مولاى متّقيان ٧ فرمود:« خداوند متعال عرش را از چهار نور آفريد: ... و نورى سپيد كه سپيدى از اوست. اين نور- كه[ برخاسته] از عظمت اوست- همان علم است كه خداوند به حاملان آن داده است. او به عظمت و نور خويش دلهاى اهل ايمان را بينا ساخته است.»