آداب سفر در فرهنگ نیایش (ترجمه الأمان) - سید بن طاووس - الصفحة ٥١ - مقدمهى مترجم
يحيى بن محمّد (نوهى امام صادق ٧) گويد: پدرم محمّد به شدّت بيمار شد. حضرت ابو الحسن موسى بن جعفر ٧ به عيادت وى آمدند. در آن وقت كه حال پدرم به وخامت گراييده بود (چنان كه در همان صفحه در روايت ديگرى گويد، به علامت لحظهى مرگ، چانهى او را بسته بودند) عمويم اسحاق بر بالين برادرش نشسته بود و مىگريست و به شدّت بىتابى مىكرد.
حضرت ابو الحسن روى به من كرد و فرمود: عمويت از چه مىگريد؟
عرض كردم از مرگ برادرش ناراحت است.
فرمود: اندوهناك مباش؛ زيرا اسحاق به زودى پيش از وى خواهد مرد.
يحيى گويد: پدرم محمّد بهبود يافت و عمويم اسحاق دار فانى را وداع گفت[١]! در اين ميان، عدّهاى هم با شنيدن صداى انبيا، چنان جهشى مىكنند كه به يك باره خود را از تمامى قيد و بندها رهانيده پاىكوبان اين نغمه را مىسرايند:
|
من ز آلايش ظلمت كده مىگردم پاك |
زين حضيض كرهى خاك روم بر افلاك |
|
|
دور سازم ز خود اين پيرهن پر خاشاك |
مرغ باغ ملكوتم؛ نىام از عالم خاك |
|
|
رخت خود باز بر آنم كه همان جا فكنم |
آنان- در حالى كه به اندازهى كفاف راهشان از بازار دنيا متاعى تهيّه مىكنند- با گامى استوار و رضا به قضاى خدا در هر حال و مقالى به دنبال انبيا حركت مىكنند و در حالى كه تپشهاى قلبشان إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ[٢] را ترنّم مىكند، به سوى سعادت ابدى و رسيدن به حيات سرمدى و ناز و نعمتهاى جاودانى قدم بر مىدارند.
آنها تمام توجّهشان به آن است كه از راه انبيا كنار نيفتند و از آنان فاصله نگيرند و مقراض حوادث رشتهى ارتباط قلبشان را با پيامبران قطع نسازد. نه
[١] عيون أخبار الرّضا ٧ ٢: ٢٠٦.
[٢] أنعام( ٦): ١٦٣.