آداب سفر در فرهنگ نیایش (ترجمه الأمان) - سید بن طاووس - الصفحة ٣٠١ - فصل ٢٢ دعايى كه هنگام نمودار شدن ملعونه در چشم چارپا مىخوانند و به چشم و صورت حيوان دست مىكشند يا آن را مىنويسند و نوشته را با نيت خالص به پشت حيوان مىكشند
به نام خداوند بخشايندهى مهربان؛ به نام خداى شفا بخش؛ به نام خداى بىنيازكننده؛ به نام خداى عافيت ده؛ به نام خدايى كه با هم راه بودن اسم او چيزى، نه در زمين و نه در آسمان، زيان نمىرساند و او شنوا و داناست. (فرو مىفرستيم از قرآن آن چه را كه درمان و رحمت براى مؤمنان است.) چشم بسته شده و سنگ خشك و آب يخ بسته و تير شهاب، از چشمى تا به چشم ديگر، را برگردان و چشم را به چشم برگردان.
پس جبرئيل و ميكائيل ٨ گفتند: به كجا مىروى اى بد چشم؟
گفت: به يوغ گاو نر و به شتر قطار شده و در بيخ گوش اسب مىروم. به او گفتند: تو را به نود و نه اسم اعظم بستيم كه نتوانى به يوغ گاو نر و قطار شتر و بيخ گوش اسب بروى. خداوند چنين درد را از چشم دور مىگرداند، بدون آن كه جز نيروى خداوند والامرتبهى بزرگ، از كس ديگرى جنبش و حركتى باشد. به نام خدا؛ درود و سلام از پروردگارى كه جز او خدايى نيست؛ سلام امان دهندهى نگهبان گران مايهى توانمند بزرگ منش. خدا منزّه است از آن چه كه شرك مىورزند.[١]
[١] بحار ٩٥: ٤٢.