آداب سفر در فرهنگ نیایش (ترجمه الأمان) - سید بن طاووس - الصفحة ٤٧ - مقدمهى مترجم
بسم اللَّه الرّحمان الرّحيم بنا بر آن چه از روايات استفاده مىگردد، خداوند به روح بلند پرواز بشر- در همان لحظه كه به فرمان پروردگار از باديهى عدم به بوستان وجود گام نهاد- زاد و توشهاى چون خرد و انديشه و دانش و بينش و روح قوى سازندگى و سنجش عطا كرد و قلب او را گنجينهى جواهر ناسوت ساخت.
خداى بزرگ او را با مدال افتخار و لياقت وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ ...[١]، بر بسيارى از موجودات برترى داد و در شاه راه كمال ره سپار ساخت. او- كه در عالم ملكوت از هر گونه قيدى دور بود- همين كه به عالم ملك، نزول اجلال كرد- با آن كه خود را گرفتار پيرايههاى وجود و اسير دام زمين و زمان و بود و نبود ديد- درنگ را نپسنديد و از سويداى دل فرياد كشيد:
|
حيف است چو من مرغى محبوس قفس باشد |
گه قيد هوى گاهى در دام هوس باشد |
|
|
گر بلبل خوش خوان را منزل بود اين گلخن |
پس سير گلستانها از بهر چه كس باشد؟ |
|
او خواست افتان و خيزان با همان قيود خود را بر سر بازار دنيا برساند تا
[١] إسراء( ١٧): ٧١.