آداب سفر در فرهنگ نیایش (ترجمه الأمان) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٥٦ - فصل ٢ گذشتن از پلها و امور مربوط به آن
فصل ٢: گذشتن از پلها و امور مربوط به آن
بدان كه انسان بر حال و موقعيت خود آگاهى دارد و جانش از آن خدا و وديعهاى است كه آفريدگار در اختيار بنده نهاده و بر او لازم است كه اين امانت را براى مالكش حفظ كند و از حوادث كوچك و بزرگ دور بدارد. بنا بر اين وقتى به پل باريك يا عريض ترسناكى رسيد، اگر سواره است، بايد پياده شود تا به سلامت خود اطمينان و دل گرمى پيدا كند و به خاطر بهانههاى واهى، هم چون تنبلى و خودنمايى، از پياده شدن سر باز نزند؛ بهانههايى مثل اين كه مبادا او را ببينند كه پياده شده يا بگويند او خوار يا ناتوان يا ترسوست! بىشك براى عاقل كامل، احتياط براى سلامت ماندن، شايستهتر است از به مقابل خطر رفتن- كه منجر به نقص عضو مىشود- و كوتاهى در حفظ جان كه امانت مولاى اوست و روز قيامت از او باز خواست خواهد شد.
ذكرهايى كه مسافر مىگويد: روايت شده است كه بر روى هر پلى شيطانى است كه انسان را به بازى مىگيرد. پس عابر از روى پل بگويد:
«بسم اللَّه، اللّهمّ ادحر عنّي الشّيطان.»
«به نام خدا؛ پروردگارا، شيطان را از من دور گردان.»[١] اين جملهى كوتاه، متن دعايى است كه در روايت آمده است و اگر كسى مايل بود كه دعايى بيشتر از اين بخواند، بگويد:
[١] مكارم الأخلاق: ٢٦١.