آداب سفر در فرهنگ نیایش (ترجمه الأمان) - سید بن طاووس - الصفحة ٣٥ - كسانى هستند كه علم و قدرت دارند
كسانى هستند كه علم و قدرت دارند
دانستيم كه اشيا قابل خطاب و فرمانبرىاند. حال خواهيم ديد كه به گواهى قرآن كريم، جز خداوند متعال، كسان ديگرى هم هستند كه قدرت تسخير دارند؛ البتّه به اذن اللَّه.[١] به اين نمونهها توجّه كنيد:
در سورهى سبأ- چنان كه گذشت- خوانديم كه كوهها و پرندگان در حمد و تسبيح گويى با حضرت داود ٧ هم نوا بودند و آهن در دست او نرم بود و اينك آياتى ديگر در بارهى او:
... وَ اذْكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ* إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِشْراقِ* وَ الطَّيْرَ مَحْشُورَةً كُلٌّ لَهُ أَوَّابٌ* وَ شَدَدْنا مُلْكَهُ وَ آتَيْناهُ الْحِكْمَةَ وَ فَصْلَ الْخِطابِ[٢].
اينها نيز راجع به سليمان ٧ است:
قالَ: رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ هَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي؛ إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ* فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخاءً حَيْثُ أَصابَ* وَ الشَّياطِينَ كُلَّ بَنَّاءٍ وَ غَوَّاصٍ* وَ آخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفادِ* هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ[٣].
[١] بايد توجّه داشت كه همه چيز عالم، حتّى افعال عادى ما، به اذن خداست؛ امّا فاعل- همان گونه كه در آيات مربوط به حضرت عيسى ٧ خواهيد ديد- همان شخص نبى يا ولىّ يا ... است و قيد« به اذن اللَّه» فقط ياد آورى مىكند كه اينان قائم بالذّات نيستند و مثل تمام هستى وابسته به خالقاند.
[٢] ص( ٣٨): ١٨- ٢١:( ... و بندهى ما، داود صاحب قدرت، را ياد كن. همانا او باز آينده بود. ما كوهها را با وى رام داشتيم كه در شام و بامداد تسبيح گويند. مرغان را نيز گرد شده( رام وى داشتيم) كه هر كدام بازگردنده به سوى اويند. پادشاهىاش را استوار داشتيم و به وى حكمت و فصل الخطاب( داورى) داديم.)
[٣] ص( ٣٨): ٣٦- ٤٠:( گفت: اى پروردگار، مرا بيامرز و مرا پادشاهىاى بخش كه پس از من كسى را نسزد؛ تو خود آن بسيار بخشندهاى. پس باد را رام او داشتيم كه به فرمانش هر جا كه مىخواست، هموار رفت. نيز جنها را( رام او داشتيم) هر خانه سازى را و غوّاصى را. و ديگرانى( از اجنّه) بسته در زنجير را. اين دهش ماست؛ پس بىشمار منّت نه( ببخش) يا نگهدار( نبخش).)