آداب سفر در فرهنگ نیایش (ترجمه الأمان) - سید بن طاووس - الصفحة ٣٠ - علم چيست؟
علم نور است؛ نورى كه خدا به كسانى مىبخشد. پس لزوما روشنگر است و عالم را به حقيقت مىرساند. اگر نور الهى هم به حقيقت راهبر نباشد، ديگر به كدام ملجأ بايد گريخت؟[١] اين نور حتما راه نما و روشنايى بخش است.
ويژگى جهان خارج و واقعيّت بيرونى چيست؟ آشفتگى و تناقض در آن نيست و تمام اجزايش يك ديگر را تأييد مىكنند. هر چيزى كه از خدا سرچشمه مىگيرد اين چنين است. حقايق- اگر هم به ظاهر اجزايى جدا از هم باشند- قطعات يك دستگاهاند كه مجموعهاى منسجم را ترسيم مىكنند.
بار ديگر به آن چه كه داريم نظر مىكنيم؛ دانشهاى بشرى، خصوصا دانشهاى انتزاعى، سراسر آشفتگى و نقد و گاه نقض يك ديگر است. اصولا پيش رفت دانش به همين است: خلّاقيّت، حرف جديد زدن، به نظريّات قبلى افزودن و در بسيارى از موارد حرفهاى قبلى را رد كردن؛ البتّه دستهاى از كشفيّات و نظريّات جديد مؤيّد و شارح و بسط دهندهى دانش گذشتهاند؛ ولى آنهايى هم كه دانش ديروز را رد مىكنند، كم نيستند. اين اعتراف خود دانشمندان است كه:
پيشرفتها سريع است امّا علم كنونى ما روى نعش بسيارى از تئورىها و طرحها بر پا گرديده [است]. شايد فقط تعابير رياضى كائنات دوام يابد![٢] روش دانشوران ما همين نقد و نقضهاست و واضح است كه تكثّر آرا با يگانگى متفاوت است؛ لذا اين تكثّر به شناخت حقيقت واحد راهى ندارد؛ البتّه ممكن است كه در اين آشفته بازار حقيقت و علمى هم باشد؛ ولى ما نمىدانيم كه آن علم در كدام بخش است. امّا در آن سو علمى را داريم كه نور است و حقيقت را آن چنان كه هست، يعنى به شكل واحد، روشن مىكند. با توجّه به
[١] نور( ٢٤): ٤١: وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ.
[٢] انسان در برابر علم، ص ١٨١.