آداب سفر در فرهنگ نیایش (ترجمه الأمان) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٧٠ - فصل ٤ ذكر وسيلهى نجات در اين مواقع كه صلوات بر محمد و خاندان او و لعن دشمنان ايشان است
پر نور در آسمان نور افشانى كند. نوح تعجّب كرد.
خداوند آن ميخ را به سخن واداشت و به زبان فصيح و گويا گفت: نام حضرت محمّد ٦، گرامىترين پيامبران، بر من است.
جبرئيل بر نوح فرود آمد. نوح از او پرسيد: اين چه ميخى است كه تاكنون مانند آن را نديدهام؟ گفت: اين ميخ به نام بهترين مخلوق خداوند، حضرت محمّد بن عبد اللَّه ٦، است. آن را بر سمت راست جلوى كشتى بگذار. بعد دستش را به ميخ دوم زد؛ آن هم درخشيد و پرتو افشاند. نوح به جبرئيل گفت: اين چه ميخى است؟ جبرئيل گفت: اين ميخ به نام برادر و پسر عمويش، علىّ بن ابى طالب ٧، است؛ آن را در جلوى كشتى، سمت چپ بكوب. بعد به ميخ سوم دست زد؛ شكوفا شد و درخشيد و نور داد. جبرئيل گفت: اين ميخ به نام حضرت فاطمه ٣ است؛ آن را كنار ميخى كه به نام پدرش بود بكوب. دست برد و ميخ چهارم را گرفت؛ آن هم روشنى داد و پرتو افشاند. جبرئيل گفت: اين ميخ به نام حضرت امام حسن ٧ است؛ آن را در كنار ميخى كه به نام پدرش بود بكوب. سپس دستش را به ميخ پنجم زد. از آن هم فروغى برخاست و نور افشاند و گريست. نوح گفت: جبرئيل، اين گريه و زارى چيست؟ جبرئيل گفت: اين ميخ به نام حضرت حسين بن على ٧، سرور شهيدان است؛ آن را در كنار ميخى كه به نام برادرش بود، بكوب. سپس پيامبر اكرم ٦ اين آيهى شريفه را خواند:
(او را بر كشتى داراى تختهها و ميخها حمل كرديم.)[١] پيغمبر اكرم ٦ فرمود: الواح، چوبهاى كشتى و ما، ميخهاى آن بوديم و اگر ما نبوديم كشتى مسافرانش را حركت نمىداد.»[٢] ابو القاسم علىّ بن موسى بن جعفر بن محمّد بن محمّد طاوس، فراهم آورندهى اين نوشتار، گويد: اين حديث را بدين جهت آوردم كه به روايت محمّد بن نجّار بود و او از محدّثان بزرگ مذاهب چهارگانه (ى سنّى) و مورد اطمينان آنهاست و از كسانى است كه در احاديثى كه در فضايل اهل بيت : و
[١] قمر( ٥٤): ١٤.
[٢] بحار ٢٦: ٣٣٢.