آداب سفر در فرهنگ نیایش (ترجمه الأمان) - سید بن طاووس - الصفحة ١٧٥ - فصل ١ تعويذى كه از مولاى ما، امام جواد صلوات الله عليه، نقل شده و براى پيشگيرى از ضربات شمشير و هر ترسى مفيد است
است. خواهش مىكنم وقتى نزد او رفتيد از اين بابت با وى سخن نگوييد و تندى نكنيد. آن حضرت فرمود: «به خدا سوگند كه تصميم و نظر خودم هم همين بود.» آن گاه فرمود تا لباسهايش را آوردند. پوشيد و برخاست و مردم همگى با ايشان راه افتادند تا به نزد مأمون آمدند. چون آن حضرت را ديد، برخاست و او را در آغوش كشيد و به سينه چسباند[١] و خوش آمد گفت و دستور داد هيچ كس وارد نشود و همواره با آن جناب از هر درى سخن مىگفت. در پايان جلسه امام فرمود: «مأمون!» گفت: بله. فرمود: «مىخواهم يك پندت دهم؛ آن را بپذير.» گفت: با كمال سپاسگزارى، آن را مىپذيرم. فرمود: «دوست دارم شب بيرون نروى؛ چون من به اين خلق نگونسار بر تو اطمينانى ندارم. من دعايى دارم؛ خود را به آن متحصّن ساز و به سبب آن خود را از بدىها و بلاها و ناگوارىها و آسيبها نگهدار. همچنان كه خداوند مرا ديشب از گزند تو نگاه داشت و اگر با سپاه روم و ترك برخورد كنى و تمامى آنان با همگى اهل زمين در برابر تو متّحد شوند، به اذن خداوند قاهر قادر، نخواهند توانست آسيبى به تو وارد سازند. اگر مىخواهى، برايت بفرستم تا از همهى آن چيزها كه گفتم، ايمن گردى.» گفت: بلى، به خطّ خود بنويس و برايم بفرست. آن حضرت پذيرفت.
فردا صبح ابو جعفر ٧ مرا احضار كرد. چون به خدمتش رسيدم و در پيشگاهش قرار گرفتم، فرمود پوست آهويى را كه از سرزمين تهامه گرفته شده بود، آوردند. بعد به خطّ خود اين عقد را نوشت و بعد فرمود:
«اين را به امير بده و به او بگو براى آن لولهاى از نقره بسازد و آن چه را بعد از اين خواهم گفت، بر آن حك كند و چون خواست بر بازو ببندد، به بازوى راست خود ببندد و وضوى كامل بسازد و چهار ركعت نماز گزارد و در هر ركعت حمد يك مرتبه و آية الكرسى و آيهى شَهِدَ اللَّهُ ...[٢] و سورههاى وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها و وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى و قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ را هفت مرتبه بخواند و چون نمازش به پايان رسيد، بر بازوى
[١] ابن شهر آشوب در مناقب تا اين جا را نقل كرده است( مناقب ٤: ٣٩٤).
[٢] آل عمران( ٣): ١٩.