آداب سفر در فرهنگ نیایش (ترجمه الأمان) - سید بن طاووس - الصفحة ٨٠ - فصل ٤ در بيان نگاشتن وصيت - كه بدان امرشدهايم - به هنگام سفر و تأييد آن بر اساس اخبار و پندها
فصل ٤: در بيان نگاشتن وصيّت- كه بدان امرشدهايم- به هنگام سفر و تأييد آن بر اساس اخبار و پندها
عقل و نقل در مورد هر كس كه نمىداند در چه زمان و مكانى به چنگ مرگ خواهد افتاد و آيا مرگش لحظهاى است يا پس از سالها ابتلا به بيمارى خواهد مرد، به مقتضاى كمال و شرف خود، حكم مىكند كه از دستور پيامبر گرامى در بارهى همّت گماشتن به وصيّت فرمان برد و يك شب را، چه در وطن و چه در سفر به صبح نرساند مگر آن كه كارهاى مهمّ مربوط به زندگى و پس از مرگش را براساس اصول و قوانين خدا پسند در وصيّت نامه نوشته يا به افرادى گفته باشد.
به هنگام مسافرتها بيشتر به وصيّت سفارش شده است؛ زيرا در سفر انسان از خطرهاى تازه ايمن نيست و چون از زن و فرزند و مال خود به دور است، نمىتواند همهى وصيّتهايى را كه در نظر دارد، بگويد؛ چرا كه ممكن است مرگش آنى باشد يا گواهانى آن جا نباشند يا رازدارى نباشد تا او را به اسرار دنيوى و اخروى خود- كه قصد وصيّت در مورد آنها را دارد- آگاه سازد.
پس به حكم عقل و فضيلت و انديشهى سليم، اجازه ندارد در وصيّت امور دنيوى و اخروى خود به هنگام سفر سهل انگارى كند.