آداب سفر در فرهنگ نیایش (ترجمه الأمان) - سید بن طاووس - الصفحة ١٩١ - فصل ٤ تعويذى براى اسب سوار و اسب و چارپايان بنا بر آن چه به اين باب مربوط يافتيم
بيمارى دستش (كه مانند استخوان چيزى در دست حيوان پديدار شود در حالى كه استخوان نيست) و از به هم خوردن دو دست حيوان، به وقت راه رفتن و لرزش سر و رسيدن نيزه به آن و از خوردن سنگ برنده و از تنبل شدن و قلب گرفتگى و لرزش پوست شكم و از ورم كردن سمش و خوردن پر و خوردن نى و واماندگى و فرو افتادگى و درد شكم و پيچيدن ريسمان به دستهايش[١] و پيدا شدن نقطهى سرخى در چشم و حادثهى آسيبزا و پاگير شدن و خون ريزى موى رگ چشم و گير كردن بچّه در رحم (كه موجب مرگ او شود) و شكم روى و بقيّهى بيمارىهايى كه در حيوانات پيدا مىشود.
دور باد مىگويم چشمهاى بد را از ظاهر پوست و گوشت و خون آن و مغز و استخوان و پوست و شكم و رگها و پى و مو و كرك و آشكار و نهانش به واسطهى آگاهى و نگه دارى بزرگ و به نامهاى نيك خدا و به كلمات بزرگش [و پناه دادم او را] از نخوردن غذا و آب و از گلوگير شدن و تابيدن ريسمان و به درد و سوزش افتادن زخم و تنگى نفس و از زخمى شدن به آهن و از فرو رفتن تيغ خار و سوختن به آتش يا به دندان و نوك تيرها و سرنيزهها و از كمبود آب و از گزيده شدن به نيش حشرات دنداندار (مانند مار) و به نيش حيواناتى كه نيشهاى سوزنى دارند (مانند زنبور و عقرب) و از ضربهى از پاى درآورنده و از آن كه به گونهاى خردكننده هل داده شود و از افتادن دردناك و لغزشى كه موجب لنگى شود و از هر پيش آمد ناگوار.
اسب و سوار او را پناه مىدهم به آن چه جبرئيل به آن پناهنده شد و پيامبر ٦ براق را به آن تعويذ كرد و به آن چه اسبش سحاب را بدان تعويذ كرد و به آن چه على ٧ اسب خود لزاز را تعويذ كرد و به آن چه شمعون صفا اسبش به نام طماح را به آن تعويذ كرد و به آن چه موساى كليم اسبش را- كه با آن از دريا گذشت- تعويذ كرد.
[١] ترجمهى اين عبارت با متن عربى تعويذ- كه ظاهرا اشتباه است- سازگار نيست. عبارت اصلى ممكن است« الرّبق في الرّسن» باشد كه معناى آن پيچيدن ريسمان در دست يا گردن حيوان است و نيز احتمال دارد« الرّبو في النّفس» باشد كه در اين صورت به معناى سخت نفس كشيدن است.( ويراستار)