فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٠٢ - نوع دوم - حج واجب به سبب نذر يا عهد يا
و نمىتواند پياده به حجّ برود؛ لكن اگر در موردى كه پياده رفتن افضل است يا سواره رفتن رجحان ندارد نذر كند كه سواره به حجّ برود، نذر او منعقد نمىشود.
٢٣٩- كسى كه نذر كرده است با پاى پياده يا پا برهنه به حجّ مشرّف شود، در انعقاد نذر او سه چيز شرط است:
اول: متمكن از وفاء به نذر باشد.
دوم: وفاء به نذر ضرر بر بدن او نداشته باشد.
سوم: وفاء به نذر حرج موجب ضرر بر او نباشد؛ بلى، اگر حرج به حدّ ضرر نرسد، در صورتى كه ناذر عالم به آن مقدار باشد، نذر او منعقد مىشود.
٢٤٠- كسى كه نذر كرده است با پاى پياده يا پا برهنه به حجّ مشرّف شود، اگر بعد از نذر كردن، تشرّف به حجّ با اين كيفيّت ضرر يا حرج موجب ضرر بر او شود، ظاهراً وجوب وفاء به نذر از او ساقط مىگردد.
٢٤١- هرگاه كسى نذر كند كه با پاى پياده يا پا برهنه به حجّ مشرّف شود، بنابر اقوى مبدأ وجوب پياده رفتن يا پا برهنه رفتن تابع تعيين او يا تابع انصراف يا قرائن مىباشد؛ و با نبود اينها، عرفاً شهر خود او مبدأ وجوب مىباشد؛ و انتهاء وجوب در صورتى كه تعيين نشده باشد، اتمام رمى جمرات است.
٢٤٢- كسى كه نذر كرده است پياده به حجّ مشرّف شود، جائز نيست بر وسيله نقليه سوار شود؛ و اگر در بين راه نهر آب يا شطّ- رودخانه بزرگ- يا درياچهاى باشد كه نتواند پياده از آن عبور كند، و ناچار باشد براى پيمودن راه بر كشتى و امثال آن سوار شود، بايد در مِعبَر- وسيلهاى كه با آن عبور مىكند- بايستد.
٢٤٣- كسى كه نذر كرده است پياده به حجّ مشرّف شود، چنانچه مانعى براى او پيش آيد كه نتواند پياده برود و ناچار باشد سوار كشتى يا وسيله نقليه ديگر شود، در صورتى كه نذر او بطور وحدت مطلوب باشد- يعنى مفهوم نذرش اين باشد كه پياده برود و اگر نتوانست پياده برود نذر او ساقط گردد- در اين صورت نذر او ساقط مىباشد، و همچنين است اگر نذر او بطور تعدّد مطلوب باشد- يعنى مفهوم نذرش اين باشد كه پياده برود