تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧٩ - سوره النصر(١١٠) آيات ١ تا ٣
و ديگران نيز بشآمت او در گرداب بلا و موجه فنا گرفتار ميشوند من در كشتى ننشستم و باز گشتم و ايمان آوردم.
القصه چون پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بر مكه مشرف شد ابو سفيان بسرعت تمام بيامد و ركاب آن حضرت را بوسه داد و گفت پدر و مادر من فداى تو باد سعد ميگويد كه (اليوم يوم الملحمة اليوم تستحل الحرمة) و بروايت ديگر عباس چون اين بيت بشنيد بيامد و رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را گفت ترسم كه امروز سعد را بر قريش صولتى باشد كه عار آن تا قيامت بر ما بماند آن حضرت امير المؤمنين را فرمود كه برو رايت را از او بستان و برفق و مدارا هر كه را ميخواهى در تحت آن در آر امير المؤمنين عليه السّلام بيامد و رايت را از او بستد و بآنچه مامور شده بود قيام نمود و چون بدر سراى ابو طالب رسيد ام هانى در آنجا بود و جماعتى كفار بحمايت او رفته بودند و آن حضرت روى پوشيده بود و خود بر سر نهاده آواز داد كه اهل اين سرارا كه دشمنان خدايند بيرون كنيد امّ هانى بدر خانه آمد و امير المؤمنين عليه السّلام را نشناخت گفت اى جوانمرد من دختر ابو طالبم و خواهر على حرمت من نگهدار امير المؤمنين بار ديگر گفت كه اعداء خدا را از خانه بيرون كن امّ هانى گفت (و اللَّه لأشكونك الى رسول اللَّه) بخدا سوگند كه شكايت تو را به پيغمبر كنم امير المؤمنين عليه السّلام خود از سر برداشت امّ هانى چون برادر خود را بديد بر جست و ركاب برادر را بوسه داد و گفت اى على سوگند خوردهام كه شكايت تو را به رسول كنم در اينقضيه چه كنم گفت باكى نيست شكايت مرا بعرض برسان و رسول بوادى أعلى فرود آمده است ام هانى گفت بيامدم بوادى ديدم كه رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در خيمه غسل ميكرد تا بمكه در آيد گفتم (يا رسول اللَّه ما ذا لقيت اليوم من على) من از على چه ديدم امروز فاطمه عليها السلام فرمود اى ام هانى شرم ندارى كه شكايت على با رسول خدا ميكنى بجهت آنكه وى دشمنان خود را مىرنجاند رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بخنديد و فرمود آنان كه در سراى تو و در حمايت منند
لمكانك من على
براى آنكه تو خواهر على هستى، و بعد از آن رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم تشريف شريف بمكه معظمه آورد صناديد قريش بمظنه آنكه با ايشان محاربه خواهد كرد و ايشان را مقتول خواهد ساخت در اندرون كعبه متحصن شدند آن حضرت در مسجد الحرام آمد و بر در كعبه بايستاد فرمود
لا اله الا اللَّه وحده أنجز وعده و نصر عبده و هزم الاحزاب وحده، ألا إن كل مال و مأثرة و دم يدعى فهو تحت قدمى هاتين الّا سدانة البيت و سقاية الحاج فانهما مردودتان الى اهليهما، ألا ان مكة محرمة بتحريم اللَّه لم تحل لاحد كان قبلى و لم تحل لى الا ساعة من نهار و هى محرمة إلى أن تقوم الساعة لا يختلى خلاها و لا يقطع شجرها و لا ينفر صيدها و لا تحل لقطتها الا لمنشد
يعنى