تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٦٤ - سوره التكوير(٨١) آيات ١٠ تا ١٩
دوازده حال كه مذكور شد شش بزمين دنيا و شش بزمين عقبى مشاهده نكند نداند كه چه كرده است، و چون بداند كه با هر خيرى كرامتى و عطائيست و با هر شرى ملامتى و عتابى بر نيكى حسرت خورد كه چرا زياده نكرده است و بر بدى اندوه كشد كه چرا مباشر آن شدم و آن حسرت و اندوه هيچ فايده ندهد، در خبر است كه يكى نزد ابن مسعود اين سوره تلاوت فرمود چون باين آيه رسيد گفت وا انقطاع ظهرياه پشت من شكسته شد، و بدانكه نَفْسٌ در معنى عمومست چون تمرة خير من جرادة يعنى هر نفسى كه باشد خير و شر خود را نزد خود حاضر يابد نه مراد نفس واحده باشد چنان كه ظاهر آيه است تا لازم آيد كه آن منافى كريمه يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً باشد.
(١٥)- فَلا أُقْسِمُ پس البته سوگند ميخورم بِالْخُنَّسِ بستارگان رجوع كننده بعد از رفتن و اين مأخوذ است از خنس اذا تأخر مراد ما سوى نيرين است از سيارات [١] و لهذا وصف آن فرموده:
(١٦)- الْجَوارِ الْكُنَّسِ روندگان كه پنهان شوندگانند در تحت روشنى آفتاب و اين مشتق است از كنس الوحش اذا دخل كناسة و كناسه خانه وحش است كه از اغصان اشجار ساخته باشند، و از حضرت با رفعت امير المؤمنين عليه السّلام مروى است كه مراد باين نجوم درارى خمسهاند كه آن را خمسه متحيره نيز گويند و آن مريخست و زحل و عطارد و زهره و مشترى كه با شمس و قمر سير ميكنند و رجوع مينمايند تا آنكه در تحت ضوء شمس مستور ميشوند، پس خنوس ايشان رجوعست و كنوس ايشان اختفاء در تحت ضوء شمس [٢] و نزد بعضى مراد جميع كواكباند كه خنس ايشان در نهار است يعنى غايب مىشوند از عيون و كنس ايشان در شب است يعنى بشب از اماكن خود بيرون آيند كالوحوش تطلع على كناسها يا بروز متوارى ميشوند در اماكن خود كما تتوارى الوحوش في كناسها.
[١] خنس جمع خانس از خنس يخنس خنوسا و خنوس در اصل بمعنى رجوع إلى الخلف است و كنس نيز جمع كانس از كنس يكنس كنوسا و كنوس عبارتست از داخل شدن حيوان وحشى در لانه خود اكثر مفسرين بر آنند كه مراد از خنس در اين آيه شريفه پنج سياره از سيارات هفتگانه است چه بعقيده پيشينيان سيارات هفت ستارهاند يكى از شعراء آنها را بنظم در آورده گويد:
|
هفت كوكب كه هست گيتى را |
گاه از ايشان مدار و گاه خلل |
|