تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٠٢ - سورة الفلق
پس هر كه بر هو رسد واله است و هر كه اللَّه را داند عالمست و هر كه احديت را دريابد محبست و هر كه صمديت را بشناسد عارفست و هر كه لم يلد و لم يولد را اعتقاد كند عاقل است و هر كه و لم يكن له كفوا احد را تصديق كند مؤمن و هر كه اينهمه معانى را جمع كند موحد خالص است [١].
فضيل بن يسار روايت كرده كه أبي جعفر عليه السّلام مرا امر كرد كه هر گاه از قرائت قل هو اللَّه أحد فارغ شوى سه بار بگو
كذلك اللَّه ربى
و بدانكه چون اين سوره با وجود قصر مشتملست بر جميع معارف الهيه و رد اعتقاد ملاحده. قرائت آن معادل ثلث قرآنست هم چنان كه سمت ذكر يافت و نكته در تخصيص ثلث آنست كه مقاصد قرآن مخصوص است در بيان عقايد و احكام و قصص و اين سوره منحصر است در بيان عقايد كه مقصود بالذاتست پس ثلث قرآن باشد و كثرت فضايل و مثوبات اين سوره دليلست بر مزيت درجه و شرافت و منزلت علم توحيد و علو مرتبه و جلال محل عالم كلام بر ساير علوم و لهذا
قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم علم التوحيد من اللَّه بمكان
پس شبههاى نيست در آنكه عالم باين علم از مقربان درگاه الهيست و واصل بمراتب قرب نامتناهى و جاهل بآن در نهايت مباعدت از فيوضات رحمت و محروم از مثوبات اخرويه و معذب بانواع عقوبات ابديه.
اللهم احشرنا فى زمرة العالمين بك العاملين لك و القائلين بعد لك و توحيدك و الخائفين من وعيدك بمنك وجودك يا ارحم الراحمين.
سورة الفلق
نزد اكثر علماء مد نيست و نزد بعضي مكى و عدد آيات آن پنج است باجماع امت.
و در حديث ابى آمده كه هر كه قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ برب الناس بخواند هم چنان باشد كه جميع كتبى را كه حق سبحانه بر انبياء عليهم السّلام نازل گردانيده قرائت نموده، و مسلم در صحيح خود از عقبه بن عامر روايت كرده كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود دو سوره و بروايتى چند آيه بر من نازل شده كه هرگز مثل آن نازل نگشته بود و هيچ سورهاى نيست كه احب و ارضى باشد نزد خدا از اين دو
[١] اين روايت را علامه طبرسى (ره) در مجمع البيان از فضيل بن يسار از حضرت باقر عليه السلام نقل نموده است و چنانچه صريح عبارتست آن حضرت بفضيل دستور ميدهد كه چون از قرائت اين سوره مباركه فراغت يافتى سه بار بگو
كذلك اللَّه ربى
و در روايت ديگر كه در كافى از على بن موسى الرضا عليهما السلام مرويست گفتن كذلك اللَّه ربى را دو مرتبه بيان فرموده و شايد تعيين سه مرتبه در روايت فضيل (و اللَّه أعلم) بدان مناسبت باشد كه در صفحه ٣٩٨ بيان كرديم كه در اين سوره مباركه بسه مرحله از مراحل توحيد اشاره شده است (فراجع) و در اين روايت بدين اعتبار باشد كه حقيقت توحيد آنست كه حقتعالى را داراى همه اوصاف كمال بدانيم و از جميع صفات داله بر نقص و عيب منزه بشناسيم و تمام آيات اين سوره گرد اين دو امر دور ميزند يعنى صفات ثبوتيه و صفات سلبيه پس قارى اين سوره بايد دو بار بگويد
كذلك اللَّه ربى
تا نسبت بهر دو قسمت اقرار و اعتراف كرده باشد.